تبليغاتX
☆ஜتلخ مثل عسل☆ஜ
blogers

☆ஜتلخ مثل عسل☆ஜ


ارسال شده در یکشنبه 1388/04/14 و ساعت 11:9


نویسنده : [ آهو ] موضوع : [ ]
[ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در سه شنبه 1388/03/26 و ساعت 23:33

هر لحظه حرفي در ما زاده مي‏شود  
هر لحظه دردي سر بر مي‏دارد
و هر لحظه نيازي از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش مي‏کند
اين ها بر سينه مي‏ريزند و راه فراري نمي‏يابند
مگر اين قفس کوچک استخواني گنجايش‏اش چه اندازه است؟


نویسنده : [ آهو ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه 1388/03/25 و ساعت 20:38

زمان خوشبخت شدن کی است؟

همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت، وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچه‌هاي بعدي زندگي بهتر....

ولي وقتي مي‌بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم.

بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند.

فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سروكله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد.

با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :

همسرمان رفتارش را ...


ادامه مطلب

نویسنده : [ آهو ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه 1388/03/15 و ساعت 22:9

کنارم بخواب و
به دورم بتاب و
از این لب بنوش
چو تشنه که آب و

گل آتشی تو
حرارت منم من
که دیوانه ی بی قرارت منم من

خدا دوست دارد لبی که ببوسد
نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد
خدا دوست دارد من و تو بخندیم
نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم

بخواب آرام پیش من
لبت را بر لبم بگذار
مرا لمسم  کن و دل را
به این عاشق ترین بسپار


بخواب آرام پیش من
منی که بی تو میمیرم
لبت را بر لبم بگذار
که جان تازه میگیرم

 


نویسنده : [ فریاد خاموش ] موضوع : [ شعر ها ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه 1388/02/31 و ساعت 19:42

یکسال پیش تو یه روز خیلی قشنگ ، خدا از همیشه عاشق تر بود ! تقویمش و نگاهی کرد ۳۱ اردیبهشت سال ۱۳۸۷ شمسی . بعد یه نگاهی به زمین انداخت دید تقدیره دوتا جوون همدیگه رو ببینن . خدا لبخندی زد و از اونجایی که از نیت پاکشون خبر داشت از عشق بی تهایت خودش قسمتی رو به اون دوتا جوون بخشید . اون دوتا نه یه دل نه صد که ۱۰۰۰ دل عاشق هم شدن چون عشقشون الهی بود و آسمونی . روزها می گذشت هر روز عاشق تر از همیشه ، عشقشون رو به خدایی شدن بود رو به برتر شدن از هر حسی که تو این عالم خاکی پیداست . اونا همدیگه رو دوست داشتن از همون نقطه خاکی که توش به دنیا اومده بودن تا به اندازه عرش . از زمین تا به خدا ...

اون دوتا ، من بودم و آهوی عزیزم ...

مهربونم تولد یکسالگی عشقمون مبارک . آره یکسال گذشت با همه سختیاش ، شادیاش ، گریه هاش و خنده هاش . تو لحظات سختش این عشق ما بود که ما رو واسه هم نگه می داشت و خنده هاش عاشق ترمون می کرد . و حالا من بیشتر از همیشه دوست دارم . آرزو دارم از همون خدایی که عشقشو تو دل تو کاشت تا من عاشقت بشم که این عشق ابدی کنه و جاودانه . دوستت دارم از همین نقطه خاکی ...

 

شعله زد عشق و من از نو ،نو شدم

پر شدم از عشق تو مملو شدم

شوق شیدایی مرا از من گرفت

من به خود برگشتم از تو تو شدم

آه ، با تو من چه رعنا می شوم

آه ، از تو من چه زیبا می شوم

عطر لبخند خدا می گیرم و

شکل آواز پری ها می شوم

با تو من هم جامه ی شب می شوم

هم طپش با گرگره تب می شوم

با تو من هم بستر گلبرگ ها

از شکفتن ها لبالب می شوم

آه ، هستی جز تمنای تو نیست

آه ، لذت جز تماشای تو نیست

یک نفس دور از تو باشم ، مرده ام

زندگی جز مرگ در پای تو نیست

شعله زد عشق و من از نو ،نو شدم...


 


نویسنده : [ فریاد خاموش ] موضوع : [ عاشقانه ها ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه 1388/02/31 و ساعت 18:26

 

سوگند به شبنم هایی که پیش از بیدار شدن خورشید به

دنیا می آیند...

و به گلهایی که خوشبوتر از همه خاطره ها ی زمین هستند ، از

عشق گفتن و نوشتن آسان نیست

سلام

امروز تولد یک سالگی منه. بهتر بگم ، از همون وقتی که عاشق شدم من با عشقت متولد شدم.

قبل از اینکه از تو بخاطر  بودنت تشکر کنم از خدا بخاطر پیدا کردنت تشکر میکنم.

از وقتی قرار شد با هم باشیم گفتی بهتر است دلهایمان را به هم گره بزنیم..با موسیقی سبز رگها از

خویشتن دل به مهر خدای یگانه ببندیم و با هم به سوی بهترین و زیباترین دلیل زیستن پر بگشائیم..و

اینک از بودن با تو مسرورم...همیشه برای تو مینویسم .برای تو که سرکشترین اقیانوسها را به کرنش

وامیداری .

دوستت دارم عشق من                                                                          Love Always

 

 www.dust-e-man.blogfa.comwww.dust-e-man.blogfa.com

        www.dust-e-man.blogfa.com

بذار حس کنم توی تاریکی
تویی که راه بهشتو بلدی



نویسنده : [ آهو ] موضوع : [ عاشقانه ها ]
[ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه 1388/02/04 و ساعت 20:59

www.dust-e-man.blogfa.com

زیبا من چیا بگم عاشقی باورت می شه؟

تو که خیلی بهتر از ما این چیزا سرت می شه

چشمای ناز تو که وا میشه ، آفتاب می زنه

تازه وقتی تو بگی صورتشو آب می زنه

من بگم دوست دارم با چه رقم یا عددی

تو که بینهایتو قشنگ تر از من بلدی

مژه هات شعر بلند ناتمومه به خدا

عاشق کسی شدن جز تو حرومه به خدا

با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو می ره

ماه اگه برق چشاتو ببینه از رو می ره

چقدر اسمتو نوشتم روی هر صخره و سنگ

چقدر کشته منو اون دوتا چشمای قشنگ

زیبا! تو فرشته ای، اهل یه جایی تو بهشت

نمیشه هم عاشق تو بود و هم واست نوشت

از حسودیم نمیشه بسپرمت دست خدا

جام چقدر مشخصه تو نقشه ی دیونه ها

عمریه موندم توی مصراع اول چشات

فقط این فعلو بلد شدم که می میرم برات

www.dust-e-man.blogfa.com

تو بهانه همه بهانه هامی

همسفر عزيزم


نویسنده : [ آهو ] موضوع : [ شعر ها ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در سه شنبه 1388/01/25 و ساعت 12:33

من هنوز خاک زیر پاهای تو هستم، من هنوز عاشقم

هنوز وفادارم من هنوز چشم انتظارم

من براي بغض صداي تو دلتنگم  و براي چشمهاي تو مي ميرم

من با تو عشق را لمس ميكردم ، من با تو روز را مي فهميدم وشب را حس ميكردم

من با تو به گذشت زمان عشق ميورزيدم و امروز به گذشت زمان افسوس ميخورم

من هنوز نسيم سرد كوير را بر گونه هاي تو حس ميكنم

من هنوز دست هاي تو را در دست هايم دارم

من هنوز با اندوخته اي از عطر شانه هاي تو تنفس ميكنم

تو را بازيچه بايد كرد شايد، تو را پر پر زنان غنچه بايد كرد شايد

تو را با دل رفيق و مونس و همدرد بايد كرد شايد

برايت بارها بايد بگويم كه در رگ هاي من جاري شدي چون خون

كه از من ساختي بار دگر مجنون شايد

با تو بايد بود ، با تو بايد رفت تا غروب يك حقيقت تلخ

به دنبال تو تا خورشيد بايد رفت ، ز دست تو به تاريكي كوهستان غم بايد سفر كرد شايد

به پيش پاي تو يك مشت خاك بي بها گردم شايد

براي قلب تو خدا گردم شايد

نميدانم كه در جاي نگين تاج زيرين نگاهت جاي ميگيرم

و يا در زير پاي تو بي رحمانه ميميرم

نميدانم كه بعد از سال هاي سخت و دشوار كه بعد از روزهاي گرم و شيرين

زمان مردنم آيا در آغوش تو خدا جانم را ميگيرد و يا اين آرزو در نطفه ميميرد

تمام لحظات را سپري ميكرديم تا به خوشبختي برسيم

افسوس كه خوشبختي همين لحظات بود و ما ندانستيم

من اينجا بس دلم تنگ است و هر سازي كه ميبينم به آهنگ است

بيا ره توشه برداريم و راه بي برگشت بنماييم، ببينيم آسمان هر كجا

                                                                                      آيا همين رنگ است؟

 

توی این دلواپسی های مدام

جز ترانه های زخمی چی دارم؟


نویسنده : [ آهو ] موضوع : [ نامه ها ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


copyright © dust-e-man All right reserved
This Template Designed by Mehran Rostami Copyright © 2005 Pars Theme

ღ☆ஜ¸.•*´`*•.¸¸.•*´ *•ღ☆ஜ ღ☆ஜ¸.•*´`*•.¸¸.•*´ *•ღ☆ஜ ღ☆ஜ¸.•*´`*•.¸¸.•*´ *•ღ☆ஜ