تبليغاتX
☆تلخ مثل عسل☆
 

 

☆تلخ مثل عسل☆

 

 




 

 
 
 

 

 

منوی وبلاگ (1)

 

موضوعات
 » شعر ها
 » نامه ها
 » عکس عاشقانه
 » English Post
 » عاشقانه ها
 » درباره وبلاگ
 » جشن تولد
 » دل نوشته
 » روز مرد

 

 

  آرشیو ماهانه
 » آبان 1388
 » مهر 1388
 » شهریور 1388
 » مرداد 1388
 » تیر 1388
 » خرداد 1388
 » اردیبهشت 1388
 » فروردین 1388
 » اسفند 1387
 » بهمن 1387
 » دی 1387
 » آذر 1387
 » آبان 1387
 » مهر 1387
 » شهریور 1387
 » مرداد 1387
 » تیر 1387
 » شهریور 1386
 » مرداد 1386
 » تیر 1386
 » خرداد 1386
 » اردیبهشت 1386
 » فروردین 1386
 » اسفند 1385
 » بهمن 1385
 » دی 1385
 » آذر 1385

 

 

  لينک دوستان
 » آموزش فتوشاپ
 » تلخ مثل عسل
 » همش افسانه بود
 » سلام عاشقونه
 » دست نوشته هاي يك مرده
 » تنها
 » همين جا
 » با من گریه کن
 » یا علی مدد
 » منتظران ظهور
 » مسافر خیس
 » عشق پاک
 » سیاه سفید
 » خدايي كه همين نزديكيه
 » قلب شیشه ای
 » دخترک و پسرک
 » حرفهای یک دل
 » دختر خلیج فارس(0771)
 » قد قامت العشق
 » عشق
 » السلام علیک یا اهل نبوت
 » تنها عشقه که باقی میمونه
 » زیر تیغ
 » ×-_-دانلود موبایل-_-×
 » دنیای بی آرزو
 » خط خالی
 » زندگاني
 » Roshana
 » ورود افراد متفرقه ممنوع
 » دوستي كه تــــــــا نداره
 » دانشجويان خاكشناسي دانشگاه آزاد شيراز
 » برو بچ باحال خاکشناس
 » فریادی از فریادها
 » پسراي بيرجند
 » عاشقانه
 » عشق يك حقيقت است
 » ثروت بدون درد سر
 » چرندیات یک عاشق
 » سکوتی برای آرامش
 » همه چی پیدا میشه
 » دو همنفس ، من و خودم
 » دو كلام حرف حساب
 » عاشقان و طرفداران داریوش
 » در كوي عشق
 » پروانه ي سمپادي
 » غزل ساغر
 » حرف های ناگفته دلم , به تو نامهربان
 » راه روشن خدا
 » جدیدترین اس ام اس ها و آف های عاشقانه
 » مرجع دانلود
 » خانمي خيلي دوستت دارم
 » پسر عاشق(پارسا)
 » كليد بهشت
 » نور
 » happyday
 » depressive
 » يادداشت هاي يك جوان
 » با هميم تا مال هم شيم
 » دانلود موزيك جديد
 » حالشو ببر
 » نيازمنديهاي ايخورشيد ( درج آگهي وتبليغات رايگان )

 

 

  لوگوی دوستان

☆تلخ مثل عسل☆

 

 

  آمار و نویسندگان
 » نويسندگان :
آهو
  فریاد خاموش
 » آمار بازديد :

تعداد بازديدها :  


کد آهنگ ميخواي !؟

 
   


 

 

 میخوام بنویسم
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 

از خودم از دلم از وجدانم واز شک و تردیدم... 

      

بعضی وقتا به دلم میگم چرا؟ چرا؟ توهم نباید مثله خیلی از دلهای دیگه که تنها نیستن باشی؟  با اینکه میدونم چه جوابی میده اما بازم میپرسم. آخه راستشو بخواین هنوز امیدمو از دست ندادم فکر میکنم اینطوری شاید بتونم منطقمو خام کنم یجورای گولش بزنمو با جوابی که دلم در پاسخ به سئوالم میده کاری کنم که به خودش بیادو بشینه با شکو ترسم سه تای مشورت کننو واسه دلم یه تصمیمه  دلسوزانه نگیرن.  اما هر بار که میگذره ** انگار نه انگار که دلم منتظره  وقتی جوابه نه را از منطق میشنوم مثله همیشه شاکی میشمو سرش داد میزنمو میگم: آخه چرا چرا دلم نباید کسی را داشته باشه؟ میدونید چی بهم میگه؟  میگه دختر عاقل باش چرا میخوای دل به کسی بدی که تو را واسه دلت واسه خودت واسه درونت نمیخواد!! این روزا هر کی  میاد سراغه تو، تو خودتم خوب میدونی که واسه مقامو  قیافهو... این چیزاست که میاد جلو پس شک  نکن که هنوز اون کسی که لایقه دله تو باشه پیدا نشده دیگه نبینم این سوالو از من بپرسیا هر وقت موقعش شدو اون دله مورد اطمینان پیدا  شد خودم خبرت میکنم. تا میام با حرفهای منطقم خام بشم یهو شک میاد سراغمو میگه: هی دیونه باز دوباره گوله این منطقه خودخواهو نخوریا به حرفاش گوش نده یه نگاه به دلت بنداز ببینش خونهای روی لبشو  میبینی طفلی از بس که از این منطقت تو دهنی خورده دیگه نای  واسه حرف زدن نداره الان خیلی وقته که اون گوشه غم به بغل ماتم گرفته. آخه دختر مقامو قیافه کیلو چنده اون واسه اینکه گوشهای تو را دراز کنه اینارو میگه. راستشو بخواید حرفهایی که شک میزنه را قبول دارم این منطقم   دیگه داره خیلی بزرگش میکنه دیگه به حرفش گوش نمیدم از این به بعد دیگه به خاطره دلمم که شده یکی را باور میکنمو بهش اعتماد میکنم اره همین کارو میکنم. اما بازم مثله همیشه این ترسه که قدم میزاره به افکارمو میگه:  دختر پس وجدانتو کجا گذاشتی معلومه میخوای چیکار کنی تو که   نمیوتنی از پسه این ریسک بر بیای که خودتم خوب میدونی که  تو تحمله شکست را نداری اگه نارو زد اگه رفت اگه تنهات گذاشت چی اینجوری تو نه تنها به دلت کمک که نمیکنی هیچ، بلکه مشکلشو بیشتر هم میکنی دیونه نشیا این روزا همه و همه فکره خودشونن نه دیگری دیگه عشقو عاشقی همش دروغه، عاشقی ماله افسانهو کتاباس عشق دیگه تاریخ انقضا داره زود تموم میشه زوده زود، مثله یه پلک بهم زدن میمونه. دیگه نمیدونم چی بگم به منطقم گوش بدم شکم رو چیکار کنم ترسو چی از همه مهمتر دلمو وااای خدای من اگه حرفهای منطقم درست  باشه چی، اگه اون منو واسه خودم نخواد چی، اما نه اگه  حرفهای شکم درست بود چی، شاید منطقم بیشتر از حد داره  بزرگش میکنه، اما نه اگه حرفهای ترسم درست باشه اون موقع  چیکار کنم پس اگه بهم نارو زد اگه ولمون کردو رفت چی اگه  اگه اگه...

 دیگه از دسته این اگه ها خسته شدم شنیدید چی میگم به خدا به جونه این دلم که روز به روز آهنگش کمتره کمتر میشه خسته  شدم به خدا خسته...  شما کمکم میکنید، اره؟ بهم میگید حرف کدمشون درسته؟ کدمشون راست میگن؟ من که دیگه نمیدونم آخه یواش یواش دیگه دارم  ناامید میشم ناامید

                                           

 

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 آرزو
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

نمیدانم تو مي خواني ز چشمم حرفهايم را نمي دانم تو مي بيني نگاه بي صدايم را كه مي گويد بدون مهربانيهاي بي  حدت... بدون عشق تو، هيچم

مي داني كه من دلواپس فرداي خود هستم مبادا گم كنم راه  قشنگ ارزو ها را... مبادا گم كنم اهداف زيبا را...مبادا  جا بمانم از قطار موهبتهايت... دلم بين اميد و ناميدي ميزند پرسه ميكند فرياد ...ميشود خسته... مرا تنها تو نگذاري . تو ميداني ... و ميداني كه من ، بي تو و مهر تو ، مي ميرم تو دستش را بگير تا او نترسد از سيا هي ها، سختي ها ، دو  رنگي ها و بداند دوستش داري دوستت دارم خداي مهربانيها

اگر باد بودم می وزيدم، اگر ابر بودم می باريدم، اگر مهر  بودم می تابيدم، اگر خدا بودم میافريدم تا بدانی دوستت دارم ....

  اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم، اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم، اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم، اگر خدا بودی به تو ايمان می آوردم   تا بدانی دوستت دارم، اگر هيچ بودی از تو ابر سپيدی می  ساختم، از تو خورشيد با شکوهی بوجود می آوردم، تو را نسيم ملايمی می کردم از تو خدايی بزرگ می ساختم، تا بدانی که  فقط تو را دوستت 

 زندگي زيباست ؛ نه در رويا بوسه زيباست ؛ نه براي هوس  پرنده زيباست ؛ نه براي قفس دوست داشتن زيباست ؛ نه براي  لمس کردن ؛ براي حس کردن پس بدون چه کسي تو رو دوست داره ؛  بخاطره خودتای دو چشمت سبزه زاران گريه ات اشک بهاران ميروم غمگين و نالان اشک غم ديگر نيافشان ای سراپا مهربانی ای نگاهت  آسمانی در دل نامهربانم شوق ماندن می نشانی عاشق و چشم انتظاری پاک و روشن چون بهاری هرچه گفتم باورت شد حيف ازاحساسی که داری چشمه ايی خشک و سياهم خسته ايی گم کرده راهم بگذر از من چونکه ديگر زشت و سرتاپا گناهم

   ***

 

  ترسم آخر در کنارم خسته وآزرده گردی با همه خوبی و پاکی در خزان پژمرده گردی ميروم تا نشنوم آواز باران دو چشمت ميروم چون می هراسم شعله ايی افسرده گردی ای که در خوبی و پاکی چلچراغ آسمانی قلب سردم را چه بی حاصل به سويت ميکشانی قصه  تلخ مرا کاش از نگاهم خوانده بودی من گنهکارم تو خوب و مهربانی

 داشتم يک دل و آن هم به تو كردم تقديم

 بيش از اين از من مسکين چه تمنا داری                                      

                                                  

                        عشق ابدي است و اگر نباشد عشق نيست

 آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد هر که نوشيد از آن در  نظر عام افتاد قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق نوش  کرديم،چه نوشي،چه سرانجام افتاد

                        

 

 

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 التماست نمیکنم
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

التماست نمی کنم
 هرگز گمان نکن که این واژه را
 در وادی آوازهای من خواهی شنید
 تنها می نویسم بیا
 بیا و لحظه یی کنار فانوس نفس های من آرام بگیر
 نگاه کن
 ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است
 اگرنگاه گمانم به راه آمدنت نبود
 ساعتی پیش
 این انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب های تو می سپردم
 حال هم
 به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم
 بارش قطره یی از ابر بارانی نگاهم کافی ست
 تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی
 اما
 تو را به جان نفس های نرم کبوتران هره نشین
 بیا و امشب را
 بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارم باش
 مگر چه می شود
 یکبار بی پوشش پرده ی باران تماشایت کنم ؟
 ها ؟
 چه می شود ؟
 
 
شكسپير ميگه: فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري ، وبدست بياور چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني.
 
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 عشق من
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

اگه بخوام الآن یه حرف راست بزنم ،
اگه بخوام بی واهمه چیزی رو بگم که دلم خنک بشه ،
اگه بخوام ته مونده انرژی مو تخلیه کنم ،
اگه بخوام آخرین ذرات امیدو که تو دلم پس انداز کردم خرج بکنم ،
اگه ... اگه ... اگه....
  ؛ شک ندارم زمزمه تنهائی مو فریاد نمیکنم !!!
  ؛ مطمئنم نمیگم : "دوستت دارم!!!"
  واسه اینکه آنقدرغرق درعشق ورزیدن به منی که گاهی از یاد میبرم که تو خود عشقی !
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 عشق
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 
عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم  .
عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم  .
درحساب عشق يک +يک مساوی است با همه چيز و دومنهای يک برابرهيچ  .
عشق چيزی جزيافتن خويش در ديگران و شادکامی در شناخت نيست  .
عشق همانند پروانه ايست که اگر سفت بگيری له ميشودو اگر سست بگيری ميگريزد .
عشق چون ميوه است. ممکن است خوب به نظرآيد اما تا وقتی که نرسيده آن را گاز نزن  .
عشق چون ساعت شنی است . با خالی شدن مغز، قلب پر ميشود .
عشق غلبه خيال بر خرد است  .
مرد به کرات عشق ميورزد ، اما کم . ولی زن به ندرت ،اما بسيار  .
مردها همواره ميخواهنداولين عشق يک زن باشند و زنها دوست دارن آخرين عشق يه مرد باشند .
تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقی است  .
با عشق وشکيبائی چيزی ناممکن نيست  .
عشق، قانون نمی شناسد ودوست داشتن  ، اوج احترام به مجموعه ای از قوانين عاطفی است .
عشق ، معيارها را بهم می ريزد و دوست داشتن برپايه ی معيارها بنا ميشود .
عشق ،ويران کردن خويشتن است  و دوست داشتن ساختنی عظيم .
عشق فوران می کند چون آتشفشان و سرازير ميشود چون آبشاری عظيم و دوست داشتن جاری ميشود چون رودخانه ای بر بستری با شيب نرم  .
عشق ناگهان  وناخواسته شعله ميکشد و دوست داشتن از شناختن وخواستن سرچشمه می گيرد .
عشق دق الباب نميکند،مودب نيست ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ، درويش نيست
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 ترانه
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

                           ترانه یادم نمیاد

                        ترانه یادم نمیاد ‚ تنها بدون دوست دارم

                        بدون که با نبودنت ‚ قدم به قدم بد میارم

                         طلسم خوشبختی من چشمای عاشق تو بود

                        وقتی که بودی میشد از روزای آفتابی سرود

                         با تو میشد به ما رسید

                        میشد تو رو نفس کشید

                         میشد طلوع ممتد رو

                         تو اینه ی چشم تو دید

                        ترانه یادم نمیاد ‚ اما هنوز کنارتم

                         تو یار من نيستی و من تا ته دنیا یارتم

                         میشد با دست عاشقت یه سقف پر ستاره ساخت

                         پیش حضور روشنت قافیه ساخت قافیه باخت

                         با تو میشد به ما رسید

                        میشد تو رو نفس کشید

                         میشد طلوع ممتد رو

                         تو اینه ی چشم تو دید

                        ترانه یادم نمیاد ‚ اما چشات به یادمه

                         خاطره ها رو رج زدن بودن من همین دمه

                        ستاره نیس که بشمارم ‚ خودت باید بیای و بس

                         با تو میشه ترانه خوند ‚ تا اوج آخرین نفس

                         با تو میشد به ما رسید

                        میشد تو رو نفس کشید

                         میشد طلوع ممتد رو

                         تو اینه ی چشم تو دید

                        

    

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 نامه ی بی جواب
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

با سلامی گرم بادرودی پاک می آغازم این پیغام

روزگارت بی که با من بگذرد خوش باد

-ای طلایی رنگ ای تو را چشمان من دلتنگ

راستی من از کدامین راز با تو پرده برگیرم

منکه چونان کودکی دلباخته بازیچه اش را بی تو غمگینم

تو بدانی آسمان دیدگانم را نه ابری جز برویای  آکنده چه

                                                                 خواهی کرد

قلبت آیا هیچ مهر با من خواهد داشت؟

چشمت آیا راست با من هیچ خواهدگفت؟

کاش با من مهربان بودی!

 

ای طلایی رنگ                                        

ای تو را چشمان من دلتنگ

زندگی را با ترنمهای رنگین نگاهت بسته میبینم

با من آن رامشگران را آشتی فرمای

تکدرختی دور و تنها مانده ام ای باد کولی پای

با من از گلگشت زرین بهاران مژدگانی ده

 

ای طلایی رنگ

ای تو را چشمان من دلتنگ

عشق ما چون هیمه ای افسرده اما گرم

با نیفسرده فروغی زیر خاکستر

انتظار کنده های خشکتر را میکشد بی تاب

 

یکنفس ای باد کولی پای

دامن پر چین و مهر افزا ی خود بگشای

تا که آنرا پر ز بار شعله های عشق گردانیم

من سطبر شانه هایم را به خرمن های آتش وام خواهم داد

 

 ای طلایی رنگ

ای تو را چشمان من دلتنگ

من غرور بس گرانم را که بر نیلی غبار آسمانها میتکاند بال

چون شکسته پر عقابی پیر

در حصار چشمهایت بندی لبخنده ای کردم

من نگاه مهربانم را که زه اعماق قلبم ریشه میگیرد

شادمانه تا به صبح انتظارت میدوانم گرم

 

تا کدامین پنجه بگشاید قبای صبح آن دیدار

 

عشق من،

تا نامه ای دیگر                                       خداحافظ

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 دوست
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 زندگی
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

زندگی رو میشه بافت اما با یک تار دیگه

                  سرود عشقو میشه ساخت اما با ساز دیگه

میشه یک لباس تازه کرد به جسم عاشقی
میشه با پرنده آواز بخونی به سادگی
میشه چشمک بزنی به روی مهتاب شبا
میشه خنده ها رو بنشونی تو بر روی لبا
میشه با خدا یه جور ساده تر حرف بزنی
میشه گلها رو یه جور تازه تر رنگ بزنی
میشه باور کنی که ستاره هم حرف می زنه
میشه کاری کرد پرستو با نگاش حرف بزنه
میشه با یه شوق دیگه رو کنی سوی بهار
میشه سنگا رو کنی روی غم دلها هوار
میشه آشتی کرد با عشق و سادگی تو زندگی
میشه سر به پای عشقا بذاریم به بندگی
میشه رنگ بال شاپرکها رو رو سنگ کشید
میشه جز خوبی توی هفت آسمون هرگز ندید
میشه هر نگاهی رو یه جور زیبا معنا کرد
میشه گرم کرد با محبت همه جا دلهای سرد
میشه زیبایی رو توی تاریکی شبها دید
میشه نرگس گل لادن از میون ابرا چید
میشه جز خوبی زندگی ندید با عاشقی
میشه خلوت بکنی با سایه ها دقایقی
میشه شوق غنچه روتو باز شدن باور کنی
میشه اسم همه ی عاشقا رو از بر کنی
میشه آکنده کنی فضا رو از بوی وفا
میشه هدیه کنی تو به قلبای خسته صفا
میشه تو هر نفست زندگی رو جاری کنی
میشه واسه ی قناری تو  لک کاری کنی
میشه با دستات بهارو بذاری تو خاک سرد
میشه دلها رو بشویی از غم و غصه و درد
میشه از رنگین کمون پل بسازی واسه دلا
میشه خنده رو تو مهمون بکنی تو منزلا
میشه از خلوت دلهای غریب یادی کنی
میشه یک کبوتر تن خسته رو یاری کنی
میشه همسفر شی با ماهی سرخ کوچولو
میشه اونو ببری تا دریاها بی های و هو
میشه خوبیها رو معنا بکنی توی کتاب
میشه باشی خیلی محکم مثل سد نه یک حباب
 
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 عاشق بمان
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

مهم این نیست که هستی!آن چه اهمیت دارد این است که همیشه عشق بورزی وآن چه توراباید شادمان کند این است که روزت را با عشق آغاز کنی وشب هنگام با یاد عشق سر به بالین بنهی.
محبت و صداقت باید هسته مرکزی همه کارهای تو باشد و از درون وبرون یکی شوی،مثل نفس کشیدن که همه اعضا با هم به اتحاد می رسند در رسانیدن دم و بازدم.
عشق گوهری است بس زیبا و فریبا و هنرمند واقعی در زندگی کسی است که با تراش محبت و صداقت،آن را چو نگینی  بر انگشت عشق روح خود کند.
کسی که موهبت عشق را باور دارد و به خاطر آن به تمنای نفس،پشت میکند در واقع خدارا شناخته،وبا توسل به عشق الهی خود را از هر رویداد ناخوشایندی دور میکند.
کسی که به مهرو بخشش،چون پرنده ای آزاد و رها می نگرد که آسمان سینه دوست را پهنه اوج گرفتن می داند،هرگز!رایحه خوش عشق را از خاطر نخواهد برد و همیشه عاشقی مشتاق خواهد بود و اشتیاقی عاشقانه برای بودن در کنار دوست خواهد داشت.
هنوز من وتویی بدون عشق متولد نشده و این حقیقت جاودانه است که عاشق رها میکند تا همیشه بمانی و آن کس که تو را دربند می کند فقط یک دوست گرسنه و بی تجربه است که فرق بین قفس و باغ و پرواز و نغمه حزن انگیز را نمی داند.
بزرگترین معجزه عشق این است که سلطه،نفاق،تزویر و ریا را رها کنی و دل به محبت، عفو ایثار ببخشی.
در گنیجنه روزگار رازی با ارزش تر از مهرورزی نخواهی یافت و هیچ چیز در دنیا مسندی  بالاتر از نور محبت بر قلب کسی نمی شیند.
خدا خود مظهر عشق و بخشش است،و فقط با یک زبان باید با او سخن گفت:زبان دل مهربان،
زبان دل بخشنده و بی کینه...
هیچ به این اندیشیده ای که به نام خدا چه کارها را نمی توان کرد. آری تو نمیتوانی بگویی به نام خدا اما دل دوست را بشکنی. تو نمیتوانی بگویی به نام خدا اما کینه دوست را به دل بگیری.
تو نمیتوانی بگویی به نام خدا اما به  وفاداری دوست خود توجه نکنی.تو نمیتوانی بگویی به نام خدا اما آبروی دوست را بر باد دهی و ویرانش کنی.
دریاب که اگر به نام خدا میگویی یعنی عاشقی و عاشق یعنی:
ع:عطر وجودت روح نواز است.
ا:ایثارت مثال زدنی است.
ش:شهره به مهربانی داری
ق: قناری خوش الحان روضه  رضوانی
حالابگو چه کم داری؟ مطمئن تر از این کشتی چه دیده ای که از دریای مهرورزی می هراسی؟
قسم به هر چه دل دردمند در دنیا است عاشق بمان...
به سوز دل عاشق که تنها مرهم زخم دل تنهای دوست تویی...
عاشق بمان،محبت کن،بدون چشمداشت ببخش.
دل را به خدا بسپار،برایش دلبری کن،آری با مهربانی توجه اش را به خودت جلب کن،با عفو و رهایی نگاهش را معطوف خود کن،با خیرخواهی درهای رحمتش را به روی خود بگشا و در انوار نورانی حکمت الهی اش غرق در سرور شو.این عطر مشام انگیز الهی بر روح و روان تو به خیر و خوشی باد....
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 سپر هراس من
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

یه نفر بین دو اینه س که خودش رو دوس نداره
دنبال یه اسم تازه س یه شکفتن دوباره
یه نفر بین دو اینه س صورتش براش نقابه
 خنده هاش براش غریبه س غصه هاش صد تا کتابه
نگاه کن ! طنین اینه نبض انعکاس من نیست
پیرهن سرخ ترانه سپر هراس من نیست
یه نفر بین دو اینه داره فریاد می زنه
 میگه جادوی شب رو کدوم ترانه میشکنه ؟
من رو از پیله رها کن ! اینه شکستنی نیست
بگو به کویر سربی ‚ راه دریا بستنی نیست
نمیشه جاده ی موج رو با ستون ماسه سد کرد
 باید این خاطره ها رو از پل ترانه رد کرد
باید از ستاره پرسید رمز بیداری نور رو
باید از ترانه پر کرد ‚ کوچه های سوت و کور رو
یه نفر بین دو اینه داره فریاد می زنه
 میگه جادوی شب رو کدوم ترانه میشکنه ؟

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 من نباشم
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

من نباشم کی تو رؤیا ، موهاتو ناز می کنه ؟
 کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه ؟
 راس بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو
 کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه ؟
 من نباشم کی می شینه تا سحر بالای سرت ؟
 کی میاد برداره اشکو از رو چشمای ترت ؟
من نباشم کی میاد موقع رفتن اشکاشو
می کنه بدرقه ی راه بلند سفرت ؟
 من نباشم کی گلای خواهشت رو آب میده ؟
کی به فریادت با حس عاشقی جواب می ده ؟
 راس بگو به غیر من کدوم دیوونه ای میاد
 واسه هر اشاره کردنت دو تا کتاب می ده ؟
 من نباشم کی میاد با خواهش و با التماس
 با یه عالم گل ارکیده و کلی گل یاس
 منت چشماتو می کشه فقط به این امید
 که بهش بگی برو ، شعرای تو پر از خطاس
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره ؟
 کی میاد دنبال تو تو رو تا خورشید می بره ؟
من نباشم کی میگه همیشه حقا با توا ؟
 واسه ی خاطر تو جون می ده پشت پنجره
 من نباشم کی می باره تو زمون تشنگیت ؟
 کی می خواد تو رو مث من تو تموم زندگیت ؟
 من نباشم کی با چشمای تو سازشش می شه ؟
 با تموم مهربونی و غم و دیوونگیت
من نباشم کی واسه خوابت لالایی می خونه ؟
 تو تو هر هوایی باشی ،‌ باز تو دنیات می مونه ؟
 من نباشم کی بهت می گه بازم عاشقتم ؟
اگه حتی دلمو بشکنه و برنجونه
 من نباشم کی تحمل می کنه کار تو رو ؟
 با رقیب گشتنا و اذیت و آزار تو رو
 تو خودت داور میدون شو بگو من نباشم
 کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو ؟
من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی ؟
کی میاد سراغ رؤیات تو شبای مهتابی ؟
 من نباشم کی بیداره تا تو خوابت ببره ؟
 کی قایم می شه لای ابرا که راحت بتابی ؟
 من نباشم کی کلافت می کنه با سوالاش ؟
کی تو رو بهم می ریزه ، با بیان خیالاش ؟
 ولی بی انصافیه ،اینم بگم ، من نباشم
 کی تو نامه جای اسمت ماهو می ذاره بالاش ؟
 من نباشم کی تو هر چیزی بگی گوش می کنه ؟
 کی به خاطر تو دنیا رو فراموش می کنه ؟
 من نمی گم تو بگو که کی زمون قهر تو
 همه ی مردم دنیا رو سیاپوش می کنه ؟
 من نباشم کی تو رؤیا درو روت وا می کنه ؟
 هر چی که گم می کنی یه جوری پیدا می کنه
واسه ی من افتخاره ، نگی منت می ذاره
ولی که اندازه ی من ، زیبا ‌زیبا می کنه ؟
من نباشم کی به مرغ عشق تو دونه می ده ؟
 کی به طاووس قشنگ آرزوت لونه می ده ؟
 کی به اون سری که توش عشق یه آدم دیگس
 با نهایت جنون و عاشقی شونه می ده ؟
 من نباشم کی واست حرفای رنگی می زنه ؟
 دیگه کی حرف چش به اون قشنگی می زنه ؟
 کی میاد به جای طرحای قدیمی و زیاد
روی نامه طرح برگ توت فرنگی می زنه ؟
 من نباشم کی میاد انقدر برات دعا کنه ؟
 هر چی برگردونی رو تو ، باز تو رو صدا کنه
 کیه که بدونه دیشب با رقیبش بودی و
 انقد عاشقت باشه ، بازم بهت نگاه کنه ؟
 من نباشم می دونم تو استراحت می کنی
 اولش ساده به این نبودن عادت می کنی
 اما وقتی فهمیدی راس راسی عاشقت بودم
 نمی گی اما یه کم ، احساس غربت می کنی
 من نباشم اگه حس کردی یه کم غریب شدی
 از یه عاشق یا یه شمع سوخته بی نصیب شدی
 بنویس رو کاغذ و بده دس باد بیاره
 بنویس فقط تویی ، چون دیگه بی رقیب شدی
 من میام گذشته رو می دم دس آب روون
 بعدشم با التماس بهت می گم دیگه بمون
اگه پای کسی تو زندگی ما وا نشه
می تونیم با هم بریم تا هفت تا شهر آسمون
 من نباشم یه روز امتحان کن و بگو چی شد
 اگه امتحان می کردی تو ، چه قد چیزا می شد
 بعد امتحان اگه یه وقت کسی بود مث من
 نشونم بده بگو شاگرد اولت کی شد ؟
 من نباشم می دنم فکر می کنی خود خواهیه
 ولی این حقیقته ، قصه آب و ماهیه
 هیچ کسی نمی تونه انقد دوست داشته باشه
 عشق من یه عشق آسمونی و الهیه
من نباشم ولی نه ،‌ باید خودت بگی بیا
 تو باید فرقی بذاری میون عاشقیا
 دیگه ما تو عصرمون لیلی و مجنون نداریم
قلبامون سنگی شدن ،‌ رنگ دلامونم سیا
 من نباشم به خدا قدر تو رو نمی دونن
 دوس دارن باهات بسازن و لیکن نمی تونن
 من می رم تا که نباشم ولی یک چیزو بدون
 اونا هیچ کدومشون آخر باهات نمی مونن

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

   
       

با عشق تو به کمال و زیبایی رسیدم
تو یه قطــــــــــــــــره از خــــــــــدایی
همدرد ...
فصل تازه
عبارات عاشقانه
شعری برای تو ...
میلاد تو میلاد منه
نشانه های زن و شوهر بودن!!!!
صدا
FIRE LOVE
دلایلی که باعث میشن عاشقت باشم
فقط تو
silence
روزت مبارک!
 

 

 


 

 

 

منوی وبلاگ (2)

 

 

درباره

 

اين وبلاگ توسط من( آهو ) و تك ستاره ي آسمون دلم( فرياد خاموش ) نوشته ميشه.
ღ☆ஜ¸.•*´`*•.¸¸.•*´ *•ღ☆ஜ
تنها در وسعت آسمان نگاهت ، پرنده را جرات پرواز هست و باد را مجال زمزمه ای مانده.
اگر آفتاب تند بودنت هر روز بر من نمی تابید، چه ملال انگیز بود تکرار این روز ها و اگر ستاره ی روشن چشمت در تاریکی شبم نمی درخشید ، چه وحشت انگیز بود سایه های ترس و تردید. و اگر داس بلند دستت ، علف های بیهوده ی افکارم را نمی پیچید، چه غم انگیز بود سرود ممتد نا امیدی .
اگر چشمه ی جوشان عشقت در دلم نمی جوشید ،خزانی را که در دلم پشت سر گذاشته ام از یاد نمی بردم و اگر شکوفه ی نگاهت در چشمم نمی شکفت ، بهاری را که در پیش رو دارم ، نمی دیدم.
حضو تو تاییدی است بر تمام زیبایی ها و غیبت تو پایانی است بر تمام خوبی ها
من چه می کردم اگر تو نبودی
من چه می کردم اگر تو نبودی
ღ☆ஜ¸.•*´`*•.¸¸.•*´ *•ღ☆ஜ

 

 

  پیوند های روزانه
من و تو
صیاد
از نفس افتاده
به یادم باش

تمام لينکها

 

 

  لوگوی ما
☆تلخ مثل عسل☆

 

 

   پشتیبانی

 


 
   



 



 2009 by Ali Bahnamfar
-Designer.Com












 



Powered By blogfa.com Copyright © 
This Themplate  By Theme
Free counter and web stats