مردها هم عاشق می شوند ... آری به راستی عاشق می شوند ُ اما این عشق از جنس دیگری ست متفاوت با عشق زنان . درست در همین جاست که برخی زنان که این تفاوت رادرک نکرده و نمی توانند این عشق را با عشق خود پیوند بزنند می اندیشند مردها از عشق هیچ نمی دانند . در واقع نکته اصلی اینجاست که این زنان آن سرنخی از عشق خود را که باید با عشق مردان گره بخورد و یکی شود را پیدا نکرده اند .
محبوبم : تو همونی که توی موج بلا واسه تو دستامو قایق میکنم اگه موجا تو رو از من بگیرن ... حتی نمی خوام این خیال و از سر بگذرونم . لحظه ای با من باش ... نیمه شب است و من امشب باز هم سوار بر براق رهسپار معراج رسیدن به تو در خیالی آسوده چنان که ستوده جهان (ص) در معراج خدا که تو سراسر عشقی و خدا ...
۹ آسمان تا آغوش تو باقی ست . آسمان اول و دوم را سرمست و پر غرور سوار بر براق خیال می تازم . سوم و چهارم بیقرار وصال پر ز امید می رانم . لحظه ای متوقف می شوم و تو راخوب می نگرم . لبخند رویایی تو جانی تازه در روح من می دمد . پنجم و ششم را می گذرم تنها می شوم تنهای تنها . نه اسبی نه فرشته ای که هیچ کس را یارای بالاتر آمدن نیست ! وه که راه چه ناهموار است ! آسمان هفتم و هشتم با فریاد دوستت دارم سرخ می شوند اینجا هیچ ستاره ای نیست تنها تو می درخشی و که از ۱۰۰ خورشید درخشان تری ...
آه یک آسمان تا تو باقی ست . خسته و مجروح از خار های راه ... گریه می کنم هیچ کس گریه مردی را ندیده اما اینجا که هیچ کس نیست جز تو ... و به گریه ام می خندی با مهر دستانت را دراز میکنی جانی تازه می گیرم چند قدم بر می دارم ناگهان سراسر نور می شوم نگاهی به عقب می کنم جسمم جا مانده تنها نوری ست در هیبت یک مرد با یک دل . می آیم و می آیم دست مرا می گیری و من سخت تو را در آغوش می فشارم . به راستی که من با نخستین نگاه تو زاده شدم .
و سپیده دم با دست هایت بیدار می شود ...
