تبليغاتX
☆تلخ مثل عسل☆
 

 

☆تلخ مثل عسل☆

 

 




 

 
 
 

 

 

منوی وبلاگ (1)

 

موضوعات
 » شعر ها
 » نامه ها
 » عکس عاشقانه
 » English Post
 » عاشقانه ها
 » درباره وبلاگ
 » جشن تولد
 » دل نوشته
 » روز مرد

 

 

  آرشیو ماهانه
 » دی 1388
 » آذر 1388
 » آبان 1388
 » مهر 1388
 » شهریور 1388
 » مرداد 1388
 » تیر 1388
 » خرداد 1388
 » اردیبهشت 1388
 » فروردین 1388
 » اسفند 1387
 » بهمن 1387
 » دی 1387
 » آذر 1387
 » آبان 1387
 » مهر 1387
 » شهریور 1387
 » مرداد 1387
 » تیر 1387
 » شهریور 1386
 » مرداد 1386
 » تیر 1386
 » خرداد 1386
 » اردیبهشت 1386
 » فروردین 1386
 » اسفند 1385
 » بهمن 1385
 » دی 1385
 » آذر 1385

 

 

  لينک دوستان
 » آموزش فتوشاپ
 » تلخ مثل عسل
 » همش افسانه بود
 » سلام عاشقونه
 » دست نوشته هاي يك مرده
 » تنها
 » همين جا
 » با من گریه کن
 » یا علی مدد
 » منتظران ظهور
 » مسافر خیس
 » عشق پاک
 » سیاه سفید
 » خدايي كه همين نزديكيه
 » قلب شیشه ای
 » دخترک و پسرک
 » حرفهای یک دل
 » دختر خلیج فارس(0771)
 » قد قامت العشق
 » عشق
 » السلام علیک یا اهل نبوت
 » تنها عشقه که باقی میمونه
 » زیر تیغ
 » ×-_-دانلود موبایل-_-×
 » دنیای بی آرزو
 » خط خالی
 » زندگاني
 » Roshana
 » ورود افراد متفرقه ممنوع
 » دوستي كه تــــــــا نداره
 » دانشجويان خاكشناسي دانشگاه آزاد شيراز
 » برو بچ باحال خاکشناس
 » فریادی از فریادها
 » پسراي بيرجند
 » عاشقانه
 » عشق يك حقيقت است
 » ثروت بدون درد سر
 » چرندیات یک عاشق
 » سکوتی برای آرامش
 » همه چی پیدا میشه
 » دو همنفس ، من و خودم
 » دو كلام حرف حساب
 » عاشقان و طرفداران داریوش
 » در كوي عشق
 » پروانه ي سمپادي
 » غزل ساغر
 » حرف های ناگفته دلم , به تو نامهربان
 » راه روشن خدا
 » جدیدترین اس ام اس ها و آف های عاشقانه
 » مرجع دانلود
 » خانمي خيلي دوستت دارم
 » پسر عاشق(پارسا)
 » كليد بهشت
 » نور
 » happyday
 » depressive
 » يادداشت هاي يك جوان
 » با هميم تا مال هم شيم
 » دانلود موزيك جديد
 » حالشو ببر
 » نيازمنديهاي ايخورشيد ( درج آگهي وتبليغات رايگان )

 

 

  لوگوی دوستان

☆تلخ مثل عسل☆

 

 

  آمار و نویسندگان
 » نويسندگان :
آهو
  فریاد خاموش
 » آمار بازديد :

تعداد بازديدها :  

 
   


 

 

 عبارات عاشقانه
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

dust-e-man.blogfa.com 

 

مردم در همه جای دنیا عاشق می شوند، از عشق دست می کشند یا در عذاب عشقند. عبارات عاشقانه به شما کمک می کند تا عمیق ترین افکار و احساساتتان را در زمانهایی که کلمات به راحتی بر زبانتان جاری نمی شوند، ابراز کنید. در اینگونه مواقع علیرغم تمام تلاشتان برای پیدا کردن کلمات و جملات، هیچ کلمه ای به ذهنتان نمی رسد.

ممکن است ذاتاً یک نویسنده یا شاعر به دنیا نیامده باشید، درست است. اما توانایی انتخاب دارید. پس بهترین و زیباترین عبارت عاشقانه را انتخاب کنید که حرف دلتان را به عزیزتان برساند تا او بفهمد که در عمق ذهن و قلبتان چه می گذرد.

وقتی کلمات به یاریتان نمی آیند، اجازه بدهید ....

www.dust-e-man.blogfa.com

 

 

        ادامه مطلب

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 نشانه های زن و شوهر بودن!!!!
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

روزی زن و شوهر جوانی از راهی می رفتند . ماموران تا آنها را دیدند خواستند گیری دهند پس پرسیدند شما دو با هم چه نسبتی داردید؟ زن و شوهر جواب دادند : زن و شوهریم .

از آنها مدرك خواستند گفتند نداریم !

ماموران پرسیدند پس چگونه باور كنیم كه شما دو نفر زن و شوهرید؟

گفتند ما نشانه های فراوانی داریم برای ثابت كردن این امر:

اول: اینكه آن مدل افراد كه شما می گویید ،دست در دست هم می روند و ما دستهایمان از هم جداست.

دوم: آنكه آنها هنگام راه رفتن و صحبت كردن به هم نگاه می كنند و ما رویمان به طرف دیگریست.   

سوم: آنكه آنها هنگام صحبت كردن و راه رفتن با احساس با هم حرف می زنند و ما به هم هیچ

احساسی نداریم.  

 چهارم: آنكه آنها با هم بگو بخند می كنند ولی ما غمگینیم

 پنجم: آنكه آنها به هم چسبیده راه می روند و ما یكی از آن یكی جلو تر می رود.

 ششم: آنكه آنها هنگام با هم بودن كیكی بستنی چیزی می خورند و ما هیچ نمی خوریم.

هفتم: آنكه آنها هنگام با هم بودن بهترین لبسهایشان را می پوشند و ما لباسهای قدیمی تنمان است.

هشتم آنكه....

 ماموران كه عصبانی شده بودند گفتند : بروید بروید......

 

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 صدا
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و يکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم.

استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هايى دادند امّا پاسخ‌هاى هيچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلب‌هايشان از يکديگر فاصله مي‌گيرد. آنها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها سر هم داد نمي‌زنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت مي‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلب‌هاشان بسيار کم است.

استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمي‌زنند و فقط در گوش هم نجوا مي‌کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي‌شود.

سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بي‌نياز مي‌شوند و فقط به يکديگر نگاه مي‌کنند. اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.

 dust-e-man.blogfa.com

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 دلایلی که باعث میشن عاشقت باشم
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

من دوست دارم چون علت بيشتر شادي هام تو هستي.

من دوست دارم چون به من احساس اطمينان و آرامش ميدي.

من عاشق لبخند تو هستم.

من عاشق صدات هستم و اون لحني كه اسم منو صدا مي زني.

من عاشق نگاه كردن به چشماي نازتم وقتي ميگي دوستم داري.

من عاشق اين حقيقتم كه وقتي كنارتم ميتونم خودم باشم و نگران اين نيستم كه تو درباره ي من چي

 فكر ميكني ،چون ميدونم تو عاشق مني همينجوري كه هستم و كاستي هام رو پذیرفتی.

من عاشق طرز تو آغوش گرفتنت هستم وقتي كه دستات رو محكم دورم ميپيچي، انگار كه فردايي

نيست.

من عاشق اون وقتي هستم كه احساس ميكنم لبهات براي بوسه مال منه. عشق و احساسي كه در

اون لحظه در من بوجود مياد غير قابل توصيفه.

من عاشق خنده هاتم.

من  عاشق اينم كه وقتت رو با خانواده ي من ميگذروني و  تحمل ميكني حتي اگه خلاف نظرت چيزي

بگن.

و عاشق شنيدن قصه هات هستم، تو ميتوني اون قصه ها رو هزار بار بگي و من هرگز از شنيدن

اونا خسته نميشم چون اونا قسمتي از تو هستن.

ولي دليل اصلي كه باعث ميشه من عاشقت باشم و بينهايت دوست داشته باشم اينه كه :

تو ،تو هستي!

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 و عشق ما یکساله شد...
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

یکسال پیش تو یه روز خیلی قشنگ ، خدا از همیشه عاشق تر بود ! تقویمش و نگاهی کرد ۳۱ اردیبهشت سال ۱۳۸۷ شمسی . بعد یه نگاهی به زمین انداخت دید تقدیره دوتا جوون همدیگه رو ببینن . خدا لبخندی زد و از اونجایی که از نیت پاکشون خبر داشت از عشق بی تهایت خودش قسمتی رو به اون دوتا جوون بخشید . اون دوتا نه یه دل نه صد که ۱۰۰۰ دل عاشق هم شدن چون عشقشون الهی بود و آسمونی . روزها می گذشت هر روز عاشق تر از همیشه ، عشقشون رو به خدایی شدن بود رو به برتر شدن از هر حسی که تو این عالم خاکی پیداست . اونا همدیگه رو دوست داشتن از همون نقطه خاکی که توش به دنیا اومده بودن تا به اندازه عرش . از زمین تا به خدا ...

اون دوتا ، من بودم و آهوی عزیزم ...

مهربونم تولد یکسالگی عشقمون مبارک . آره یکسال گذشت با همه سختیاش ، شادیاش ، گریه هاش و خنده هاش . تو لحظات سختش این عشق ما بود که ما رو واسه هم نگه می داشت و خنده هاش عاشق ترمون می کرد . و حالا من بیشتر از همیشه دوست دارم . آرزو دارم از همون خدایی که عشقشو تو دل تو کاشت تا من عاشقت بشم که این عشق ابدی کنه و جاودانه . دوستت دارم از همین نقطه خاکی ...

 

شعله زد عشق و من از نو ،نو شدم

پر شدم از عشق تو مملو شدم

شوق شیدایی مرا از من گرفت

من به خود برگشتم از تو تو شدم

آه ، با تو من چه رعنا می شوم

آه ، از تو من چه زیبا می شوم

عطر لبخند خدا می گیرم و

شکل آواز پری ها می شوم

با تو من هم جامه ی شب می شوم

هم طپش با گرگره تب می شوم

با تو من هم بستر گلبرگ ها

از شکفتن ها لبالب می شوم

آه ، هستی جز تمنای تو نیست

آه ، لذت جز تماشای تو نیست

یک نفس دور از تو باشم ، مرده ام

زندگی جز مرگ در پای تو نیست

شعله زد عشق و من از نو ،نو شدم...


 

 

 

       

  نوشته شده توسط فریاد خاموش

 

 

 

 تولد دوباره
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 

سوگند به شبنم هایی که پیش از بیدار شدن خورشید به

دنیا می آیند...

و به گلهایی که خوشبوتر از همه خاطره ها ی زمین هستند ، از

عشق گفتن و نوشتن آسان نیست

سلام

امروز تولد یک سالگی منه. بهتر بگم ، از همون وقتی که عاشق شدم من با عشقت متولد شدم.

قبل از اینکه از تو بخاطر  بودنت تشکر کنم از خدا بخاطر پیدا کردنت تشکر میکنم.

از وقتی قرار شد با هم باشیم گفتی بهتر است دلهایمان را به هم گره بزنیم..با موسیقی سبز رگها از

خویشتن دل به مهر خدای یگانه ببندیم و با هم به سوی بهترین و زیباترین دلیل زیستن پر بگشائیم..و

اینک از بودن با تو مسرورم...همیشه برای تو مینویسم .برای تو که سرکشترین اقیانوسها را به کرنش

وامیداری .

دوستت دارم عشق من                                                                          Love Always

 

 www.dust-e-man.blogfa.comwww.dust-e-man.blogfa.com

        www.dust-e-man.blogfa.com

بذار حس کنم توی تاریکی
تویی که راه بهشتو بلدی


 

 

       

  نوشته شده توسط آهو


 

 

 من در انتظار آن روز طلایی می مانم
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

من هنوز خاک زیر پاهای تو هستم، من هنوز عاشقم

هنوز وفادارم من هنوز چشم انتظارم

من براي بغض صداي تو دلتنگم  و براي چشمهاي تو مي ميرم

من با تو عشق را لمس ميكردم ، من با تو روز را مي فهميدم وشب را حس ميكردم

من با تو به گذشت زمان عشق ميورزيدم و امروز به گذشت زمان افسوس ميخورم

من هنوز نسيم سرد كوير را بر گونه هاي تو حس ميكنم

من هنوز دست هاي تو را در دست هايم دارم

من هنوز با اندوخته اي از عطر شانه هاي تو تنفس ميكنم

تو را بازيچه بايد كرد شايد، تو را پر پر زنان غنچه بايد كرد شايد

تو را با دل رفيق و مونس و همدرد بايد كرد شايد

برايت بارها بايد بگويم كه در رگ هاي من جاري شدي چون خون

كه از من ساختي بار دگر مجنون شايد

با تو بايد بود ، با تو بايد رفت تا غروب يك حقيقت تلخ

به دنبال تو تا خورشيد بايد رفت ، ز دست تو به تاريكي كوهستان غم بايد سفر كرد شايد

به پيش پاي تو يك مشت خاك بي بها گردم شايد

براي قلب تو خدا گردم شايد

نميدانم كه در جاي نگين تاج زيرين نگاهت جاي ميگيرم

و يا در زير پاي تو بي رحمانه ميميرم

نميدانم كه بعد از سال هاي سخت و دشوار كه بعد از روزهاي گرم و شيرين

زمان مردنم آيا در آغوش تو خدا جانم را ميگيرد و يا اين آرزو در نطفه ميميرد

تمام لحظات را سپري ميكرديم تا به خوشبختي برسيم

افسوس كه خوشبختي همين لحظات بود و ما ندانستيم

من اينجا بس دلم تنگ است و هر سازي كه ميبينم به آهنگ است

بيا ره توشه برداريم و راه بي برگشت بنماييم، ببينيم آسمان هر كجا

                                                                                      آيا همين رنگ است؟

 

توی این دلواپسی های مدام

جز ترانه های زخمی چی دارم؟

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 دوستت دارم ...
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

دوستت دارم بیشتر از معنای واقعی کلمه دوست داشتن

دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داری
دوستت دارم چون تو نیز مرا دوست می داری
دوستت دارم همچو طلوع خورشید در سحر گاه عشق
دوستت دارم همچو تکه ابرهای سفیدی که در اوج آسمان آبی در حال عبورند
دوستت دارم چون تو رو میخواهم و تو نیز مرا میخواهی
دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق
دوستت دارم بیشتر از آنچه تصور می کنی
دوستت دارم ، همچو رهایی پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها ، همچو امواج دریا که آرام به کنار ساحل می آیند و آرام نیز به دریا می روند ، همچو غنچه ای که آرام آرام باز می شود و گل می شود ، همچو اواخر زمستان که شکوفه های بهاری باز می شوند
دوستت دارم همچو چشمه ای در دل کوه که آرام جاری می شود بر روی زمین و تبدیل به آبشاری می شود که از دل کوه سرازیر می شود
دوستت دارم همچو مهتابی که شبهای تیره و تار را با حضورش پر از روشنایی میکند
دوستت دارم همچو باران ! بارانی که تن تشنه دنیا را جان میدهد و می شوید
دوستت دارم چون چشمانت این حقیقت قلبم را باور دارد
دوستت دارم ، چون تو آخرین امید زندگی منی ، و لیاقت این دوست داشتن را داری
دوستت دارم تا حدی که قلبم و احساسم ظرفیت این ابراز دوست داشتن را نسبت به و داشته باشند
دوستت دارم ، چون با باوری عمیق در قلب من نشستی و مرا هدف و امید زندگی خود قرار داد

دوستت دارم چون از زندگی ودنیا گذشته ای تا با من بمانی
دوستت دارم چون نگذاشتی حتی یک قطره اشک از چشمانم سرازیر شود
دوستت دارم چون که یاری ام میکنی تا از این سیلاب زندگی به راحتی عبور کنم و خودم را در دشت آرزوهایم همراه با تو ببینم
دوستت دارم فراتر از باور یک رویا و فراتر از باور یک حقیقت
دوستت دارم ، چون با اطمینان و اعتماد کلید قلب سرخ و پر از عشقت را به من دادی
دوستت دارم چون که با احساس پر از صداقت قلم سردم را بر روی کاغذ زندگی میکشم و این شعر و ترانه ها را برایت می سرایم
مجنونم از مجنون عاقل تر ، و دیوانه ام از فرهاد عاشق تر
نگاه به قلب کوچک و پر از درد من نکن که همین قلب یک دنیا عشق و محبت در آن نهفته است
نگاه به چشمهای آرام و خسته من نکن ، این چشم یک دنیا اشک در آن است
نگاه به چهره پریشان من نکن ، این چهره عاشق چهره تو می باشد
دوستت دارم چون که تو اولین و آخرین معشوق من می باشی
دوستت دارم چون زمانی که دفتر عشق را می گشایی و میخوانی با خواندن نوشته هایم اشک از چشمانت سرازیر می شود 

 

 

       

  نوشته شده توسط فریاد خاموش

 

 

 

 ولنتاین
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 

 من بگم دوست دارم با چه رقم يا عددي

تو كه بينهايتو قشنگ تر از من بلدي

مژه هات شعر بلند نا تمومه به خدا

عاشق كسي شدن جز تو حرومه به خدا

 

زیباترین من

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 درسهايي از اوشو
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 

زماني كه تسليم باشي؛ تمام هستي از تو حمايت ميكند.هيچ چيز با تو مخالف نخواهد بود. زيرا تو با هيچ چيز مخالف نيستي.
خودت را بپذير؛ هر چه كه هستي. حتي اگر نقصي هم داري آن را بپذير. تنها آن هنگام قادري دست از جنگ با خودت برداري و آسوده باشي.
زندگي يعني آموختن صلح. صلح با ديگران نه، با خودت.
عشق يك تجربه هست ولي زبان بسيار مكار است. پس مراقب زبانت باش.
سكوت را بر خودت تحميل نكن. هيچ چيز را بر خودت تحميل نكن. شادي كن؛ آواز بخوان. بگذار ذهنت خسته شود. آنگاه رفته رفته لحظات كوچكي از سكوت و آرامش واردت ميشود.
توانايي عشق ورزيدن؛ بزرگترين هنر جهان است.
اگر بتواني ديگري را همانطور كه هست؛ بپذيري و هنوز عاشقش باشي؛ عشق تو واقعي است.
وقتي با عشق به ديگري بنگري؛ او والا ميگردد و منحصر به فرد.
هر گاه عاشق باشي احساس عجز كامل ميكني. درد عشق هم همين است. زيرا تو ميخواهي هر كاري را براي معشوقت انجام دهي اما ميفهمي كه كاري از دستت بر نمي آيد. اما عشق يعني همين كه تمام فكرت؛ خدمت به ديگري باشد حتي اگر از عهده ات بر نيايد.
تو نميتواني انساني را تصاحب كني. زيرا او يك شخص است. تصاحب فقط با اشياء ممكن است. اگر هنوز به دنبال تصاحبي؛ عشق تو شهوت است.
اگر نتواني با معشوقت ساكت بماني؛ بدان كه هنوز عاشق نشده اي.
تنها راه كسب عشق؛ از طريق همين عشق ميسر ميشود. هر چه بيشتر ايثار كني؛ بيشتر ميگيري.
والاترين انسان كسي هست كه با عزمي شكست ناپذير؛ انتخاب كند.
هر موجودي؛ يك سرود الهي است. بي همتا؛ منحصر به فرد؛ تكرار نشدني و غير قابل مقايسه.
اگر بتواني تماماً و يك دل عشق بورزي؛ از عمق دلت؛ زندگي تو سرشار از شادي و احساس ميشود. نه تنها براي خودت بلكه براي ديگران هم. اصلاً تو براي دنيا بركت و نشاط خواهي شد.
اگر عشقي احساس نميكني؛ تظاهر نكن. سعي نكن نمايش بدهي كه عاشقي. حتي اگر خشمگيني بگو كه خشمگين هستي و باش. ولي حقيقي باش.
زندگي يك مسابقه و رقابت نيست .پس دليلي هم براي مقايسه خودت با ديگران وجود ندارد.
هيچكس نميتواند تو را تغيير دهد. تنها خودت قادر به تغيير خودت هستي.
اصيل بودن و واقعي بودن نهايت زيبايي است.
اصيل بودن يعني واقعي بودن. خنده هايت، گريه هايت، نفرتت و عشقت و همه زندگيت بايد واقعي باشد تا اصيل باشي.
آنان كه طمع كارند؛ براي پر كردن احساس تهي بودنشان بارها و وزنه ها را با خود حمل ميكنند

 

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 مهربانم...
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا

بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو

تک و تنها، به تو می اندیشد

و کمی،

دلش از دوری تو دلگیر است....

مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش ،

به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعایش اینست؛

زیر این سقف بلند،  هر کجایی هستی، به سلامت باشی

و دلت همواره، محو شادی  و تبسم باشد...

مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد؛

یک نفر هست که دنیایش را،

همه هستی و رؤیایش را، به شکوفایی احساس تو، پیوند زده

و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد....

مهربانم، ای خوب!

یک نفر هست که با تو

تک و تنها، با تو

پر اندیشه و شعر است و شعور!

پر احساس و خیال است و سرور!

مهربانم، ای یار!

 یاد قلبت باشد؛

یک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت، هر صبح، گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی…

 

 

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 تولدی دوباره
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سلام بچه ها ُ سلامی به بلندی فریادی خاموش

این پست اول منه و راستش نمیدونم باید از کجا شروع کنم . قبل از هر چیز باید از آهو که خیلی برام عزیزه تشکر کنم که این فرصت رو به من داد تا پس از مدت ها بازم فریاد خاموش به صحنه وبلاگ نویسان برگرده  . گرچه از گذشته کوله باری از خاطرات تلخ رو دوشم سنگینی میکنه  اما امیدوارم بااین تولد دوباره و با کمک شما عزیزان از این گمشدگی در گذشته رها بشم . اینم یه شعر از خودم که به همین مناسبته :

می آیم باز

شاید که تو تنها باشی

شاید که تو از جنس منو ما باشی

تنها می آیم

تا زیر سایه ی چشمان تو

تنها نباشم

بهار جای دوری نیست

من می دانم و گوش زمستان کر !! 

 

 

       

  نوشته شده توسط فریاد خاموش

 

 

 

 دل
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

تو را به جاي همه ي كساني كه نشناخته ام دوست مي دارم

تو را به جاي همه ي روزگاراني كه نمي زيسته ام دوست مي دارم

براي خاطر عطر نان گرم و برفي كه آب مي شود و

بهاي نخستين گناه تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه ي كساني كه دوست نميدارم دوست مي دارم.

 

تا به حال به کلمه دل فکر کرديد ؟؟
کلمه اي که تو زبون مردم خيلي رايجه و خيلي ازش استفاده ميکنن حالا چه اون دلي که منظوره منه و چه اون دلي که تو جگرکي ها هست به هر حال هر چي که هست خيلي ها ازش استفاده ميکنن در حالي که اگه از خيلي هاشون بپرسي دل چيه نميتونن يه جواب قانع کننده بهت بگن اکثرشون ميگن :
 
((دل همون قلب آدمه (( 
يا دل چيزيه که باهاش کسي رو دوست مي دارن
يا اينکه اگه کسي رو دوست داشته باشيم اون تو دلمون جا داره
و يا به قول جگرکي ها دل همون قلب گوسفنده که سيخي 500 تومنه
به قول شاعر البته پشت خاور :
دلبرم دل به تو دادم که به آن ناز کني
                               
دل ندادم ببري جگرکي باز کني
اينا تعاريفي که اکثر مردم از دل دارن .
 
نظر شما درباره دل چيه ؟
به نظر شما دل همون قلبه يا يه چيزي جداي اونه ؟
اصلا دل ماهيت فيزيکي داره يا نه ؟
ميشه دل کسي رو ديد يا اين چيزا فقط مال شعرا و قصه هاست ؟
اصلا چرا هر وقت حرف دل ميشه اونو به شکل يه عدد پنج بر عکس ميکشن ؟
چه جوري دل ميشکنه ؟
 
دل شکسته چه شکليه ؟

 

 

        ادامه مطلب

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 دوباره من
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

سه لااااااااام

من همچنان هستم.

بالاخره کنکور دادم. روز جمعه.خوب بود ولی نه اون جوری که از خودم توقع داشتم.

دنبال یه متن توپ بودم که بعد مدت ها که میخوام آپ کنم همه خوششون بیاد و به قول معروف لایتچسبک نباشه.

اما به نظر من هیچ چیزی مثل مناجات برای شروعی دوباره عالی نمیشه.

 

                      

الهی ! از کرم همین چشم داریم  و از لطف تو همین گوش داریم.بیامرز ما را که بس آلوده ایم به کرد خویش ، بس درمانده ایم به وقت خویش ، بس مغروریم به پندار خویش، بس محبوسیم در سزای خویش ، دست گیر ما را به فضل خویش ، بازخوان ما را به کرم خویش ، بار ده ما را به احسان خویش

مهربانا ! گاهی به خود نگرم گویم از منم زار تر کیست ، گاهی به تو نگرم گویم از من بزرگوارتر کیست ، گاهی که به طینت تو افتد نظرم گویم که من از هر چه به عالم بترم چون از صفت خویشتن اندرگذرم از عرش همی به خویشتن در نگرم.

عزیز دو گیتی ! چند نهان شوی و چند پیدا ، دلم حیران گشت و جان شیدا ، تا کی این استتار و این تجلی ، آخر کی بود آن تجلی جاودانی.

ای فریاد رس ! بر رخ از خجالت گرد داریم و در دل از حسرت درد داریم و روی از شرم گناه زرد داریم، اگر بر گناه مصریم،بر یگانگی مقریم.

الهی ! نسیمی دمید از باغ دوستی  دل را فدا کردیم ، بویی یافتیم از خزینه ی دوستی به پادشاهی بر سر عالم ندا کردیم ، برقی تافت از مشرق حقیقت ، آب و گل کم انگاشتیم  و دو گیتی بگذاشتیم  ، یک نظر بسوختیم ، یک نظر بسوختیم و بگداختیم ، بیفزای نظری و این سوخته را مرهم ساز و غرق شده را دریاب که می زده را هم بمی دارو و مرهم بود

متن زیر از دوستم فریباست که اسم همه ی بچه های کلاسمون رو توش نوشته:

فریبا دنیای فانی و گذران،که در آسمان زودگذر ستاره ای از نور می درخشد و آن سمیرایی است  آغاز گوی عشق.

گونه ای از مردم آتنا را به یگانگی می پرستند در حالی که صدایی شیوا و فرزانه به گوش می رسد و آن ها را به سوی فاضله و عاطفه میکشاند.زنان باید رهرو حضرت فاطمه صدیقه و زینب زهرا باشند تا بتوانند به صورت محبوبه ای سر بر بالین خاک بگذارند و با نگاری زیبا به همای سعادت برسند تا بتوانند یکی از نجمه های پاک آسمانی را از آن خود بکنند و به طرف بهشت راحیل خداوند رهسپار شوند.آری بهشتی به نازی نور خدا و لطافت گل مریم و سحر هنگام خود را  درون بهشت خاتون خداوند بگذرانند و خود را هم ردگان سمیه عمار و سارا ی ابراهیم ببینند و در سرای باقی نام بنده ای حمیده را در قلب خود حک کنند. و مانند فرشته ای فریده و طاهره، نعیمه ی خدا را به پاکی بستایند.

                و در آخر همان بنده ی سمانه ی خدا باشند

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 خداحافظی
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

سلام دوستایی که هیچ وقت تنهام نذاشتین .

این  رو هم به تو دوست خوبم تقدیم میکنم.

این ممکنه آخرین پستم باشه ولی نه برای همیشه .حداقل تا کنکور.

آخه منم کنکوری شدم و باید حتما سال اول قبول شم.که اگه قبول نشم...

ولی میدونم که انشاالله با کمک خدا و  مامانم و شما حتما قبول میشم.

میخوام خودمو تویه اتاق تا وقت کنکور حبس کنم.

ولی شما هر وقت اومدین اینجا اگه دوست داشتین نظر بزارین چون هر چنددددددددد وقت یه ه ه ه ه بار میام و ...

دیگه خداحافظ تلویزیون.خداحافظ کامپوتر.خداحافظ گیتار نازنینم. خداحافظ عزیزی که میومیدی و میخوندی و نظر میدادی.خداحافظ خونه ی درد و دلم.هر وقت دلم میگرفت قبل از اینکه وبلاگ داشته باشم دردو دلما تویه یه ورق کاغذ مینوشتم بعدش وبلاگ .و دوباره باید تویه همون دفتر و کاغذ بنویسم.تویه دفتر نوشتن هم همینه ولی دیگه چشمه کسی بهش نمی افته که نظر بده.البته اینطوری بهتره.فقط خودت از درد دلت خبر داری و خدای خودت و چند ورق کاغذ.

مثله اینکه خیلی پر حرفی کردم.آخرین پستمو هم بنویسم و بعدش هم یااااعلی

  امروز بيش از پيش دلم هوايش را كرده است خدايا چرا هر چه او را صدا مي زنم هر چه مي نويسم خالي نمي شوم ،  اي خدا دستانم را بگير و ياريم كن و مرا تنها نگذار .
 اي خدا ،  اي تنها خالق هستي با من بمان و مرا تنها نگذار و مرا در آغوش خود بگير ،  چرا كه دلي پر از درد دارم اي مهربان ترين مهربانان .
خدا يا بيا بيا در كنار من باش بيا با هم حرف بزنیم بيا و بگذار من سر بر شانه ات بگذارم چرا كه تو مونس تنهائي هميشگي من بودي ، عزيز دل من بودي هرگاه كه دل تنگ مي شدم رو به تو مي كردم و مي گفتم خدا يا منو بغل كن و بعد مثل بچه ها در آغوشت جاي مي گرفتم .
اين نامه را براي تو مي نويسم مي نويسم تا بداني كه چقدر دوستت دارم عزيز من هستي ، تنها مونس دل تنهاي من ولي افسوس كه صدايت را نمي شنوم و فقط من گوينده هستم .
اين نامه را براي تو مي نويسم چرا دوستت دارم و به كمكت نيازمندم .
 خدايا كمكم كن تا  اين مراحل سخت زندگي را پشت سر بگذارم و به آسايش و آرامش زماني كه دركنار تو است برسم .
اي خدا آخه اين چه زندگي هست كه من نمي توانم براي تو بلند بلند گريه كنم و اسمت را فرياد بزنم اي خداي من دوستت دارم خيلي زياد خيلي ز ياد دستانم را بگير كه به كمكت نيازمند هستم و تهي از همه چيز و همه كس و تنهاي تنها ..............
امشب چشمانم براي تو و تنهائي خود مي گريند بيا به مهماني دلم كه امشب مثل همه شبهاي ديگر دلم تنهاي ، تنهاست و مهماني ندارد .
چه مهماني عزيزتر از تو ، اي عزيز ماندگار ، اي همه هستي من ، اي وجود من ..................
نمي دانم زماني كه مراخلق كردي از وجود خود زياد در وجود من از نفس خود دميدي كه من اينگونه شدم و تنها ماندم ، نمي دانم شايد از قصد اينكار را كردي كه من تو را ر وز هزاران بار صدا بزنم اي خدا ...............
من صدايت مي زنم ولي تو كجائي هستي ، نزديكي هستي ولي نيستي .
خدايا دوستت دارم خيلي زياد
منو فراموش نكن 

یااااااا علی

 
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 کاشکی...
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 

کاشکی شعر مرا می‌خواندی ....! کسی می‌گفت کاشکی شعر مرا می‌خواندی ...راستی چه خوب گفت ! اگر تو شعر مرا می‌خواندی و مرا با ذره‌بین موشکافانه خود می‌دیدی شاید بهتر می‌دانستی که گاه و بیگاه باید شعر مرا بخوانی ... لحظه خوبیست ... اذان ... خواستم بخوانی تا بدانی من همانی نیستم که تو اندیشیده‌‌ای و ای کاش ما میتوانستیم یکدیگر را بشناسیم . تنها همین را می توانم به تو بگویم که در میان انبوه آگاهی و ناآگاهی خویش غوطه ور نباش . خوبتر نگاه کن ، بین این همه حتما شاخه‌ای هست که نشان از میوه دانایی داشته باشد ... تا تو خویش را پیدا نکنی یقینا من نخواهم ترا یافت ... تا تو عاشق نباشی من ترا اگر هم بتوانم عاشق نخواهم کرد ... عشق گذر آرام آفتاب و سایه است ... زیادی به ترس اهمیت داده‌اند می دانی ؟ ترس تنها یک تصور است ... مراقب باش بازنده نشوی..

       

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 دوستت دارم
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

                    
اوايل كوچك بود. يعني من اين طور فكر مي كردم. اما بعد بزرگ و بزرگ تر شد. آن قدر كه ديگر نمي شد آن را در غزلي يا قصه اي يا حتي دلي حبس كرد. حجم‌اش بزرگ تر از دل شد و من هميشه از چيزهايي كه حجم شان بزرگ تر از دل مي شود، مي ترسم. از چيزهايي كه براي نگاه كردن شان ـ بس كه بزرگ‌اند ـ بايد فاصله بگيرم، مي ترسم. از وقتي كه فهميدم ابعاد بزرگي‌اش را نمي توانم با كلمات اندازه بگيرم يا در « دوستت دارم » خلاصه اش كنم، به شدت ترسيده ام. از حقارت خودم لج‌ام گرفته است. از ناتواني و كوچكي روح‌ام. فكر مي‌كردم هميشه كوچك تر از من باقي خواهد ماند. فكر مي كردم اين من هستم كه او را آفريده‌ام و براي هميشه آفريده‌ي من باقي خواهد ماند. اما نماند. به سرعت بزرگ شد. از لاي انگشتان من لغزيد و گريخت. آن قدر كه من مقهور آن شدم. آن قدر كه وسعت‌اش از مرزهاي « دوست‌ داشتن » فراتر رفت. آن قدر كه ديگر از من فرمان نمي برد. آن قدر كه حالا مي خواهد مرا در خودش محو كند. اكنون من با همه‌ي تواني كه برايم باقي مانده است مي‌گويم « دوستت دارم» تا اندكي از فشار غريبي كه بر روح ام حس مي‌كنم رها شوم. تا گوي داغ را براي لحظه‌اي هم كه شده بیاندازم روي زمين
                      
برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است. تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند. در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم. ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم
آن گاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می شدم و بر صورت مه آلودت می لغزیدم
ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم تا شاید جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باشد که مرهمی شود برای دلتنگی هایم

                         
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 سلام گل بهارم:
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

                 
شايد اگر اميد به عشق نبود زندگي معنا نداشت و شايد اگر عشق نبود انتظار هم معني نداشت.
عشق يعني انتظار دست هاي گرم و دوست داشتني تو،عشق يعني مرور خاطراتت يعني لبخند مهربانت.
کاش صداي آرامش بخش تو هميشه در فضاي خانه تکرار شود. من از تو يک معشوق میسازم و خودم عاشق میشوم در تمام لحظات زندگي در فکر  تو هستم .
اي فرشته نازل شده بر رهگذر نوجواني ام بگذار سوره زندگيم سرشار از آيه هاي عشق تو باشد.
آرزويم اين است که يک روز فقط يک روز تو براي من باشي و بتوانم دست هاي گرمت را در دستانم بگیرم تا شايد يخ دستان سرد و کبودم شکسته شود،بتوانم سرم را روي شانه هايت بگذارم و هر لحظه بر آنها بوسه بزنم. اي کاش اشکهايم با دست هاي مهربان تو پاک شود.

               

عشق چيزي است که بيشتر از هر چيز داشتنش را دوست ميداريم و بيشتر از هر چيز دادنش را دوست ميداريم ؛ و هيچ کس در نمي يابد که عشق همان چيزي است که همواره داده مي شود و پذيرفته نمي شود.

             

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 دوستت دارم یعنی چه؟
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 

« د» : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند
« و» : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد
 «س» : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی
«ت» : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم
«ت» : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست.
 «د» : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام
«آ» : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری
 «ر» : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصيبم باشد
«م» : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی

 

یکی اومده به خــــــوابم آتــــیشی انداخته جونم
یکی که دلش سفیده تو نگاش عشقو می خونم
کاش بمونه توی قلبـــــــم تا همــــیشه در کنارم
نمی خوام چشـــــمی ببینه تا نـــظر بشه خیالم
به کسی چیزی نمــــــی گم تا بمونه توی خوابم
می خوام دردمــــــو بدونه تــــــا بشه محرم رازم
می شه حرفا رو بهش گــــفت تـوی تنهایی ذهنم
آره اون می مــــونه پیشم همه جـا حتی تو قلب
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 دادگاه عشق
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

نيمه شب كوبيد به در ، گفت:كه عاشق خانه است، زير لب گفتم كه هر كس است ديوانه است. مادرم آن گوهر يكتا و مهر و دوستي آمد در را باز كرد و گفت : آري ، خانه است. گفتمش تو كيستي از ما چه مي خواهي بگو؟ گفت: نام من براي تو بسي بيگانه است. قاضي در دادگاه عشق و بعد از سالها نوبت گفت: پرونده ات در جهان افسانه است. گفتم آخر بيگناهم... گفت: متهم هستي وجرمت ديدن جانانه است. مادرم از دادگاه عشق استنباط خواست كه اين دختر پاك است و تقصير دل ديوانه است. گفت قاضي: گر كسي در ماجراي زندگي ديوانه شد ، عقل و خرد فرزانه است. بعد بستند دست و پايم را به زلف دلبرم . گفت قاضي:اين اسير زلف همچو شانه است ! گفتم اندر دادگاه عشق از بهر دفاع بي گناهم، چون اسير اين دل ديوانه است. لكن از من شاهد و برهان و مدرك خواستند . پاسخش دادم كه شاهد من پيمانه است. گفت: پيمانه كه هر لحظه در آغوش كسي است، اين شاهد و برهان و مدرك نيست. بعد طبق 5 اصل بند عشق و عاشقي، قاضي گفت: كيفرت حبس ابد در گوشه ميخانه است. با خود گفتم: خداوندا هزاران بار شكرت ساكن ميخانه بس شكرانه است . گفتمش گر يار را بوسم چه باشد كيفرم؟ گفت: جرمت سوختن ، چون شمع و پروانه است. گفتمش من حاضرم سوزم به شرط بوسه اي , چون سوختن بهر ياران كار بسي ديوانه است. از تعجب خشك شد بر جاي قاضي خويشتن! با خودش گفت: كه اين دختر صدمرتبه ديوانه است ! گفت: آقايان ، خانمها ، رئيس دادگاه ، دادستان محترم هر كس در اين كاشانه است ، چون قضاوت بهر ديوانه ندارد ارزشي
معلوم شد... ديوانه است ... ديوانه است.
                 
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 شکوفه زندگی
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

ستارگان فروزان و قشنگ؛ ماه سیمین و زیبا؛ نسیم ملایم و روح بخش، هوای مطبوع و دلچسب، زمزمه ی جوی آب و هر چیزی که باعث سرور و انبساط روح انسانیت در اینجا وجود دارد. ستارگان چشمک میزنند با انوار طلایی رنگ خود جلوه گری میکنند نسیم آهسته آهسته میوزد و جوی باهستگی زمزمه مینماید، یک بوی جان پرور و لطیف در فضا پراکنده گشته زیرا سراسر سبزه ها در زیر انوار سیمگون ماهتاب بلرزه انداخته است.

                            

 

 

        ادامه مطلب

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 سخنان افراد مشهور درباره ی مردان
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

از هر هزار مرد یکی  رهبر مردهای دیگر می شود. بقیه همه دنباله رو زنها هستند.

Harry Stanley

مردها به سه دسته تقسیم می شوند: خوش قیافه ها ، باهوشها و اکثریت.

F. G. Benson

 دوست دارم مردها مردانه رفتار کنند، محکم و کودکانه.

Francoise Sagan

بیشتر مردها دو آرزوی بزرگ دارند. اول داشتن خانه و دوم داشتن ماشین برای فرار از خانه.

W. G. Comer

من دیگر به نومید کننده ترین نقطه ی زندگی ام رسیده ام. حالا زنم به من اعتماد می کند.

James Kayakos

می دانید چرا هرگز ازدواج نکرده ام؟ چون سه حیوان خانگی در منزل دارم که به اتفاق کار شوهرم را برایم انجام می دهند: سگی دارم که صبحها غُرغُر می کند. طوطی یی که عصرها یکریز بد و بیراه می گوید و گربه ای که شبها دیر به خانه می آید.

Marie Corelii

باستان شناس بهترین شوهری است که زنها می توانند داشته باشند، چون هر چه سن شان بالا می رود علاقه شوهرشان به آنها بیشتر می شود.

Agatha Christie

بزرگترین معما برای مرد متأهل این است که آدم مجرد با پولش چه می کند.

Alan King

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 بر مزار زمستان
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

زمستان مرد..

 

مثل همه ی زمستان ها – این زمستان هم – خیلی ساده و بی تکلف مرد ..

و اشک فردای برفهای آب شده – بخاطر شیون مرگ اجتناب نا پذیرش – بفرمان زمان – بفردای زمان .. یعنی . . به شکفتگی بهارزندگی سپرد ..

و من برای پیدا کردن گور بی نام و نشان زمستان بود که

 

 

        ادامه مطلب

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 عذاب تنهایی
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

جوهره آفرينش مفرد است. و اين جوهره عشق نام دارد . عشق نيرويي است كه ما را بار ديگر به هم مي پيوندد تا تجربه اي را كه در زندگي هاي متعدد و در مكان هاي متعدد جهان پراكنده شده است ، بار ديگر متراكم كند . ما مسئول سراسر زمينيم ، چرا كه نمي دانيم بخشهاي ديگر ما كه از آغاز زمان وجود ما را تشكيل مي داده اند ، حالا كجايند ، اگر خوب باشند كه ما هم خوشبختيم . اگر بد باشند ، هر چند ناهشيار، از بخشي از اين درد ، رنج مي بريم . اما بالاتر از هر چيز ، مسئول آنيم كه در هر زندگي دست كم يكبار ، با بخش ديگر خود كه سر راه ما تجلي مي كند ، يگانه شويم . حتا اگر فقط براي چند لحظه باشد . چون اين لحظات عشقي چنان عظيم به همراه دارد كه بقيه روزگار ما را توجيه مي كند . همين طور مي توانيم بگذاريم كه بخش ديگر ما به راهش ادامه دهد ، بي آنكه اين حقيقت را بپذيرد يا حتا دركش كند. در اين صورت ، براي ملاقات دوباره با او ، نيازمند حلول ديگري هستيم . و به خاطر خود خواهي مان ، به بدترين عذاب محكوم مي شويم . عذابي كه خودمان خلق كرده ايم : تنهايي ........  

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 امشب
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 
من امشب برايت ميگريم ... بازهم !
شايد درحضور گل سرخ  ويا شايد بر بشت بامي قديمي و  خاكي و شايد آنجا كه روياها سر از خاك زمين تشنه آرزو بر مي آورند و يا شايد همينجا در اتاق خاطره هايم !
الهي سپاس كه اينچنين چشمه هاي جوشان توبه نمي خشكند !  الهي سپاس كه صبور تريني ، آنقدر كه من نيز بياموزم ...از تو . اينروز ها انجمن فريب و وسوسه ميسازند ،  هر بار  كه نيرنگي از لابه لاي تن پوش چركين خواب نامريي غفلت پديدار شده ، تو باز هم شرمندگي مرا به اشكهايم بخشيده اي  پس بازهم مي گويم :
 الهي سپاس
من امشب باز هم ميگريم شايد مثل قديما   بر سفره آسماني نورت . من امشب برايت مي بارم به ياد شبهاي برفي ، من امشب نيز سراپا شعله عشق  برسوز زمستانم  .
الهي سپاس كه چشمه هاي جوشان توبه هرگز نمي خشكند ، من امشب باز هم ميگريم .
 
خلاصه اين كه:
 يه چيز رو نبايد هرگز فراموش كنيم و اونم اين كه ما اشتباه مي كنيم
 اما يه چيز ديگه اين كه ما مي تونيم جبران كنيم
 بايد به اشتباهمون اعتراف كنيم  خودمونو ببخشيم و از خدا هم بخوايم  ما رو ببخشه تا درست بشيم !
خيلي خودموني گفتم ... يعني توبه كنيم .
الهي سپاس!
 
خدا ميگه:
نيكان چنانند كه اگر كار نا شايسته كنند و يا ظلمي به نفس خويش نمايند خدا را به ياد آرند و از گناه خود به درگاه خدا توبه كنند جز خدا هيچ كس نميتواند گناه خلق را بيامرزد وآنها اصرار در كار زشت نكنند چون به زشتي معصيت آگاهند
 
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 حقایق زندگی
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 

1) حداقل 5 نفردر این دنیا تورا دوست دارند،آنقدرکه حاضرند برای تو بمیرند.

2) حداقل 15نفر دراین دنیا ترا به دلایلی دوست دارند.

3) تنها دلیلی که ممکن است کسی از تو متنفر باشد این است که میخواهد مثل تو باشد.

4) یک لبخند تو میتواند برای هرکسی خوشبختی بیاورد حتی اگراوازتو خوشش نیاید.

5) هرشب کسی با فکرتو به خواب میرود.

6) توبرای یک نفر یک دنیایی.

7) بدون تو شاید کسی نتواند به زندگی ادامه دهد.

8) تو فردی بخصوص وبی همتایی اما به روش خودت.

9) کسی که توحتی از وجودش بی خبری ترا دوست دارد.

10) وقتی احساس میکنی دنیا به تو پشت کرده،نگاهی  بینداز،بیشتربه مانند این است که  تو به دنیا پشت کرده ای.

11) وقتی فکر میکنی شانس نداری به آنچه که میخواهی برسی به آن نخواهی رسید اما وقتی به خود ایمان داری دیر یا زود به آن خواهی رسید.

12) همیشه شکایاتی را که به تو میشود را به یاد داشته باش وکلمات زشت آنرا فراموش کن.

13) همیشه احساست را بیان کن به این ترتیب دیگران از آن باخبر میشوند.

14) اگر دوست خیلی خوبی داری زمانی را برایش بگذار تا دریابد که چقدر برایت با ارزش است.

15) توباید دوست فوق العاده ای باشی چرا که این مطا لب را میخوانی

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 میخوام بنویسم
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 

از خودم از دلم از وجدانم واز شک و تردیدم... 

      

بعضی وقتا به دلم میگم چرا؟ چرا؟ توهم نباید مثله خیلی از دلهای دیگه که تنها نیستن باشی؟  با اینکه میدونم چه جوابی میده اما بازم میپرسم. آخه راستشو بخواین هنوز امیدمو از دست ندادم فکر میکنم اینطوری شاید بتونم منطقمو خام کنم یجورای گولش بزنمو با جوابی که دلم در پاسخ به سئوالم میده کاری کنم که به خودش بیادو بشینه با شکو ترسم سه تای مشورت کننو واسه دلم یه تصمیمه  دلسوزانه نگیرن.  اما هر بار که میگذره ** انگار نه انگار که دلم منتظره  وقتی جوابه نه را از منطق میشنوم مثله همیشه شاکی میشمو سرش داد میزنمو میگم: آخه چرا چرا دلم نباید کسی را داشته باشه؟ میدونید چی بهم میگه؟  میگه دختر عاقل باش چرا میخوای دل به کسی بدی که تو را واسه دلت واسه خودت واسه درونت نمیخواد!! این روزا هر کی  میاد سراغه تو، تو خودتم خوب میدونی که واسه مقامو  قیافهو... این چیزاست که میاد جلو پس شک  نکن که هنوز اون کسی که لایقه دله تو باشه پیدا نشده دیگه نبینم این سوالو از من بپرسیا هر وقت موقعش شدو اون دله مورد اطمینان پیدا  شد خودم خبرت میکنم. تا میام با حرفهای منطقم خام بشم یهو شک میاد سراغمو میگه: هی دیونه باز دوباره گوله این منطقه خودخواهو نخوریا به حرفاش گوش نده یه نگاه به دلت بنداز ببینش خونهای روی لبشو  میبینی طفلی از بس که از این منطقت تو دهنی خورده دیگه نای  واسه حرف زدن نداره الان خیلی وقته که اون گوشه غم به بغل ماتم گرفته. آخه دختر مقامو قیافه کیلو چنده اون واسه اینکه گوشهای تو را دراز کنه اینارو میگه. راستشو بخواید حرفهایی که شک میزنه را قبول دارم این منطقم   دیگه داره خیلی بزرگش میکنه دیگه به حرفش گوش نمیدم از این به بعد دیگه به خاطره دلمم که شده یکی را باور میکنمو بهش اعتماد میکنم اره همین کارو میکنم. اما بازم مثله همیشه این ترسه که قدم میزاره به افکارمو میگه:  دختر پس وجدانتو کجا گذاشتی معلومه میخوای چیکار کنی تو که   نمیوتنی از پسه این ریسک بر بیای که خودتم خوب میدونی که  تو تحمله شکست را نداری اگه نارو زد اگه رفت اگه تنهات گذاشت چی اینجوری تو نه تنها به دلت کمک که نمیکنی هیچ، بلکه مشکلشو بیشتر هم میکنی دیونه نشیا این روزا همه و همه فکره خودشونن نه دیگری دیگه عشقو عاشقی همش دروغه، عاشقی ماله افسانهو کتاباس عشق دیگه تاریخ انقضا داره زود تموم میشه زوده زود، مثله یه پلک بهم زدن میمونه. دیگه نمیدونم چی بگم به منطقم گوش بدم شکم رو چیکار کنم ترسو چی از همه مهمتر دلمو وااای خدای من اگه حرفهای منطقم درست  باشه چی، اگه اون منو واسه خودم نخواد چی، اما نه اگه  حرفهای شکم درست بود چی، شاید منطقم بیشتر از حد داره  بزرگش میکنه، اما نه اگه حرفهای ترسم درست باشه اون موقع  چیکار کنم پس اگه بهم نارو زد اگه ولمون کردو رفت چی اگه  اگه اگه...

 دیگه از دسته این اگه ها خسته شدم شنیدید چی میگم به خدا به جونه این دلم که روز به روز آهنگش کمتره کمتر میشه خسته  شدم به خدا خسته...  شما کمکم میکنید، اره؟ بهم میگید حرف کدمشون درسته؟ کدمشون راست میگن؟ من که دیگه نمیدونم آخه یواش یواش دیگه دارم  ناامید میشم ناامید

                                           

 

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 آرزو
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

نمیدانم تو مي خواني ز چشمم حرفهايم را نمي دانم تو مي بيني نگاه بي صدايم را كه مي گويد بدون مهربانيهاي بي  حدت... بدون عشق تو، هيچم

مي داني كه من دلواپس فرداي خود هستم مبادا گم كنم راه  قشنگ ارزو ها را... مبادا گم كنم اهداف زيبا را...مبادا  جا بمانم از قطار موهبتهايت... دلم بين اميد و ناميدي ميزند پرسه ميكند فرياد ...ميشود خسته... مرا تنها تو نگذاري . تو ميداني ... و ميداني كه من ، بي تو و مهر تو ، مي ميرم تو دستش را بگير تا او نترسد از سيا هي ها، سختي ها ، دو  رنگي ها و بداند دوستش داري دوستت دارم خداي مهربانيها

اگر باد بودم می وزيدم، اگر ابر بودم می باريدم، اگر مهر  بودم می تابيدم، اگر خدا بودم میافريدم تا بدانی دوستت دارم ....

  اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم، اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم، اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم، اگر خدا بودی به تو ايمان می آوردم   تا بدانی دوستت دارم، اگر هيچ بودی از تو ابر سپيدی می  ساختم، از تو خورشيد با شکوهی بوجود می آوردم، تو را نسيم ملايمی می کردم از تو خدايی بزرگ می ساختم، تا بدانی که  فقط تو را دوستت 

 زندگي زيباست ؛ نه در رويا بوسه زيباست ؛ نه براي هوس  پرنده زيباست ؛ نه براي قفس دوست داشتن زيباست ؛ نه براي  لمس کردن ؛ براي حس کردن پس بدون چه کسي تو رو دوست داره ؛  بخاطره خودتای دو چشمت سبزه زاران گريه ات اشک بهاران ميروم غمگين و نالان اشک غم ديگر نيافشان ای سراپا مهربانی ای نگاهت  آسمانی در دل نامهربانم شوق ماندن می نشانی عاشق و چشم انتظاری پاک و روشن چون بهاری هرچه گفتم باورت شد حيف ازاحساسی که داری چشمه ايی خشک و سياهم خسته ايی گم کرده راهم بگذر از من چونکه ديگر زشت و سرتاپا گناهم

   ***

 

  ترسم آخر در کنارم خسته وآزرده گردی با همه خوبی و پاکی در خزان پژمرده گردی ميروم تا نشنوم آواز باران دو چشمت ميروم چون می هراسم شعله ايی افسرده گردی ای که در خوبی و پاکی چلچراغ آسمانی قلب سردم را چه بی حاصل به سويت ميکشانی قصه  تلخ مرا کاش از نگاهم خوانده بودی من گنهکارم تو خوب و مهربانی

 داشتم يک دل و آن هم به تو كردم تقديم

 بيش از اين از من مسکين چه تمنا داری                                      

                                                  

                        عشق ابدي است و اگر نباشد عشق نيست

 آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد هر که نوشيد از آن در  نظر عام افتاد قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق نوش  کرديم،چه نوشي،چه سرانجام افتاد

                        

 

 

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 عشق من
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

اگه بخوام الآن یه حرف راست بزنم ،
اگه بخوام بی واهمه چیزی رو بگم که دلم خنک بشه ،
اگه بخوام ته مونده انرژی مو تخلیه کنم ،
اگه بخوام آخرین ذرات امیدو که تو دلم پس انداز کردم خرج بکنم ،
اگه ... اگه ... اگه....
  ؛ شک ندارم زمزمه تنهائی مو فریاد نمیکنم !!!
  ؛ مطمئنم نمیگم : "دوستت دارم!!!"
  واسه اینکه آنقدرغرق درعشق ورزیدن به منی که گاهی از یاد میبرم که تو خود عشقی !
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 عشق
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 
عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم  .
عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم  .
درحساب عشق يک +يک مساوی است با همه چيز و دومنهای يک برابرهيچ  .
عشق چيزی جزيافتن خويش در ديگران و شادکامی در شناخت نيست  .
عشق همانند پروانه ايست که اگر سفت بگيری له ميشودو اگر سست بگيری ميگريزد .
عشق چون ميوه است. ممکن است خوب به نظرآيد اما تا وقتی که نرسيده آن را گاز نزن  .
عشق چون ساعت شنی است . با خالی شدن مغز، قلب پر ميشود .
عشق غلبه خيال بر خرد است  .
مرد به کرات عشق ميورزد ، اما کم . ولی زن به ندرت ،اما بسيار  .
مردها همواره ميخواهنداولين عشق يک زن باشند و زنها دوست دارن آخرين عشق يه مرد باشند .
تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقی است  .
با عشق وشکيبائی چيزی ناممکن نيست  .
عشق، قانون نمی شناسد ودوست داشتن  ، اوج احترام به مجموعه ای از قوانين عاطفی است .
عشق ، معيارها را بهم می ريزد و دوست داشتن برپايه ی معيارها بنا ميشود .
عشق ،ويران کردن خويشتن است  و دوست داشتن ساختنی عظيم .
عشق فوران می کند چون آتشفشان و سرازير ميشود چون آبشاری عظيم و دوست داشتن جاری ميشود چون رودخانه ای بر بستری با شيب نرم  .
عشق ناگهان  وناخواسته شعله ميکشد و دوست داشتن از شناختن وخواستن سرچشمه می گيرد .
عشق دق الباب نميکند،مودب نيست ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ، درويش نيست
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 عاشق بمان
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

مهم این نیست که هستی!آن چه اهمیت دارد این است که همیشه عشق بورزی وآن چه توراباید شادمان کند این است که روزت را با عشق آغاز کنی وشب هنگام با یاد عشق سر به بالین بنهی.
محبت و صداقت باید هسته مرکزی همه کارهای تو باشد و از درون وبرون یکی شوی،مثل نفس کشیدن که همه اعضا با هم به اتحاد می رسند در رسانیدن دم و بازدم.
عشق گوهری است بس زیبا و فریبا و هنرمند واقعی در زندگی کسی است که با تراش محبت و صداقت،آن را چو نگینی  بر انگشت عشق روح خود کند.
کسی که موهبت عشق را باور دارد و به خاطر آن به تمنای نفس،پشت میکند در واقع خدارا شناخته،وبا توسل به عشق الهی خود را از هر رویداد ناخوشایندی دور میکند.
کسی که به مهرو بخشش،چون پرنده ای آزاد و رها می نگرد که آسمان سینه دوست را پهنه اوج گرفتن می داند،هرگز!رایحه خوش عشق را از خاطر نخواهد برد و همیشه عاشقی مشتاق خواهد بود و اشتیاقی عاشقانه برای بودن در کنار دوست خواهد داشت.
هنوز من وتویی بدون عشق متولد نشده و این حقیقت جاودانه است که عاشق رها میکند تا همیشه بمانی و آن کس که تو را دربند می کند فقط یک دوست گرسنه و بی تجربه است که فرق بین قفس و باغ و پرواز و نغمه حزن انگیز را نمی داند.
بزرگترین معجزه عشق این است که سلطه،نفاق،تزویر و ریا را رها کنی و دل به محبت، عفو ایثار ببخشی.
در گنیجنه روزگار رازی با ارزش تر از مهرورزی نخواهی یافت و هیچ چیز در دنیا مسندی  بالاتر از نور محبت بر قلب کسی نمی شیند.
خدا خود مظهر عشق و بخشش است،و فقط با یک زبان باید با او سخن گفت:زبان دل مهربان،
زبان دل بخشنده و بی کینه...
هیچ به این اندیشیده ای که به نام خدا چه کارها را نمی توان کرد. آری تو نمیتوانی بگویی به نام خدا اما دل دوست را بشکنی. تو نمیتوانی بگویی به نام خدا اما کینه دوست را به دل بگیری.
تو نمیتوانی بگویی به نام خدا اما به  وفاداری دوست خود توجه نکنی.تو نمیتوانی بگویی به نام خدا اما آبروی دوست را بر باد دهی و ویرانش کنی.
دریاب که اگر به نام خدا میگویی یعنی عاشقی و عاشق یعنی:
ع:عطر وجودت روح نواز است.
ا:ایثارت مثال زدنی است.
ش:شهره به مهربانی داری
ق: قناری خوش الحان روضه  رضوانی
حالابگو چه کم داری؟ مطمئن تر از این کشتی چه دیده ای که از دریای مهرورزی می هراسی؟
قسم به هر چه دل دردمند در دنیا است عاشق بمان...
به سوز دل عاشق که تنها مرهم زخم دل تنهای دوست تویی...
عاشق بمان،محبت کن،بدون چشمداشت ببخش.
دل را به خدا بسپار،برایش دلبری کن،آری با مهربانی توجه اش را به خودت جلب کن،با عفو و رهایی نگاهش را معطوف خود کن،با خیرخواهی درهای رحمتش را به روی خود بگشا و در انوار نورانی حکمت الهی اش غرق در سرور شو.این عطر مشام انگیز الهی بر روح و روان تو به خیر و خوشی باد....
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 ستاره
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 

يک شب خوب تو اسمون يک ستاره ي چشمک زنون خنديدو گفت:"کنارتم تا اخرش تا پاي جون ... ستاره ي قشنگي بود ارومو نازو مهربون...ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون...اما زياد طول نکشيد عشق منو ستاره جون!! ماهه اومد ستاررو دزديدو برد نا مهربون...ستاره رفت با رفتنش منم شدم بي همزبون...!!! حالا شبا به ياده اون چشم مي دوزم به اسمون

 

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 عشق ورزی پرنده ها
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

پرنده ها چطور هم جنسشان را انتخاب ميکنند: بدون اينکه پدر و مادر برايشان راي بدهند!!! به جاي اينکه الفاظ ديگران براي آنها عقد ببندد، قدري خودشان آواز ميخوانند، آنوقت محبت و يگانگي در بين آنها اين عقد را محکم ميکند. شیريني آنها به شاخه هاي درختها چسبيده است. خودشان با هم ميخورند. مسئول خوراک ديگران نيستند. به جاي آينه و قالي نمايش دادن، بساط آشيانه شان را به کمک هم مرتب ميکنند. راستي و دوستي دارند، بعدها بچه هاشان هم با همان اخلاق آنها بزرگ ميشوند. ولي خدا به انسان تقوي و شادي طبيعت را نداده است که مثل پرنده زندگي کند. بدبختانه ما انسانيم يعني پرده اي بين طبيعت خاص ما و اشيا کشيده شده است و نميخواهيم به دلخواه خودمان عادلانه پرواز کنيم. من ميخواهم پرواز کنم! نميخواهم انسان باشم، چقدر خوب و دلکش است اين هواي صاف و آزاد اين اراضي وسيع وقتي که يک پرنده از بالاي آن ميگذرد.
من از راههاي دور ميرسم در اين ديار نابلد هستم. در کدام يک از اين نقاط آشيانه ام را قرار بدهم. رفيق مهربان، تو براي من کجا را تعيين خواهي کرد؟؟؟
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 دوستت دارم
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 انا يللي بحبك وحدي انا
من هماني هستم که به تنهايي تو را دوست دارم
انا يللي بريدك لي انا
من همانی هستم که تو را فقط برای خود می خواهم
انا يللي بعمري ببقى أنا
من همانی هستم که تمام عمرم را باقی خواهم ماند
على وعدي يا وعدي
بر پیمانی که با تو بستم باقی خواهم ماند
لوحدي انا
تنها من
الهوى يا حبيبي الهوى أسرار
 عزیزم,عشق سرشاراز ناگفتنی ها می باشد
حيرة و غيرة و شوق و نار
پریشانی و حسادت و دلتنگی و گرمی
بتسال كيف بغار عليك
از من می پرسی که چگونه به تو حسادت می کنم
و قلبك علم قلبي يغار
در حالیکه قلب تو به من آموخت که حسود باشم
 
الدنيي بتحلى و انا وياك
هنگامیکه من با تو هستم جهان زیباتر می شود
غير عمري بلحظة هواك
هوای عشق تو , زندگی من را در یک آن دگرگون کرد
ما كان قلبي بيعرف حب
قلب من معنای عشق را نمی دانست
و لا عنده غالي لولاك
و اگر تونبودی هیچوقت ارزش عشق را نمی فهمیدم
 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

 عشق
       
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 

عشق یعنی ... نتونی صبر کنی تا کسی شما رو به هم معرفی کنه

عشق یعنی ...  همون سلام اول 

عشق یعنی ...  چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان

عشق یعنی ...  انفجار احساسات

عشق یعنی ...  وقتی دلت میره نتونی جلوشو بگیری

عشق یعنی ... جذب شخصیتش بشی

عشق یعنی ... وقتی تو از اون بخوای مرد زندگیت بشه

عشق یعنی ... وقتی من و تو ،ما بشیم

عشق یعنی ... حاصل جمع دو انسان

عشق یعنی ... مایه ی قوت قلب

عشق یعنی ... شادی و نشاط

عشق یعنی ... جواهر قیمتی خودتو به دست بیاری

عشق یعنی ... توی ذهنت خودت و با اون مجسم کنی

عشق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری

عشق یعنی ... وقتی دل پا فشاری میکنه

عشق یعنی ... وقتی که اطمینان پیدا میکنی که اون مرد دلخواهته

عشق یعنی ... وقتی مردی به دختر دلخواهش بر میخوره

عشق یعنی ... کم کردن فاصله ها

عشق یعنی ... کلید یه رابطه محکم

عشق یعنی ... دوتایی سواره یه ماشین قوی توی پستی و بلندی ها

عشق یعنی ... فرار کردن به دنیای خصوصی خودتون

عشق یعنی ... در موفقیت هم شریک بودن

عشق یعنی ... خاطرات خوشی رو که با هم داشتین بشماری تا خوابت ببره

عشق یعنی ... بوی عطرش از خاطرت نره

عشق یعنی ... دلت بخواد هدیه ای بهش بدی که مثل یه گنج نگهش داره

عشق یعنی ... وقتی با هم مشکلی پیدا میکنید به حرفای هم خوب گوش کنید

عشق یعنی ... یادت نره که هر کس باید عقیدش رو بگه

عشق یعنی ... خوبی هاش رو هم در کنار بدی هاش ببینی

عشق یعنی ... یه عالمه حرفو با یه اشاره گفتن

عشق یعنی ... تموم توجهت به اون باشه

عشق یعنی ... کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه

عشق یعنی ... هلش بدی توی مسیر درست.

 

 

       

  نوشته شده توسط آهو

 

 

 

   
       
دیونتم
تک و تنها در قلب من
دست تقدیر
برای بهترینم
با عشق تو به کمال و زیبایی رسیدم
تو یه قطــــــــــــــــره از خــــــــــدایی
همدرد ...
فصل تازه
عبارات عاشقانه
شعری برای تو ...
میلاد تو میلاد منه
نشانه های زن و شوهر بودن!!!!
صدا
FIRE LOVE
دلایلی که باعث میشن عاشقت باشم
 

 

 


 

 

 

منوی وبلاگ (2)

 

 

درباره

 

اين وبلاگ توسط من( آهو ) و تك ستاره ي آسمون دلم( فرياد خاموش ) نوشته ميشه.
ღ☆ஜ¸.•*´`*•.¸¸.•*´ *•ღ☆ஜ
تنها در وسعت آسمان نگاهت ، پرنده را جرات پرواز هست و باد را مجال زمزمه ای مانده.
اگر آفتاب تند بودنت هر روز بر من نمی تابید، چه ملال انگیز بود تکرار این روز ها و اگر ستاره ی روشن چشمت در تاریکی شبم نمی درخشید ، چه وحشت انگیز بود سایه های ترس و تردید. و اگر داس بلند دستت ، علف های بیهوده ی افکارم را نمی پیچید، چه غم انگیز بود سرود ممتد نا امیدی .
اگر چشمه ی جوشان عشقت در دلم نمی جوشید ،خزانی را که در دلم پشت سر گذاشته ام از یاد نمی بردم و اگر شکوفه ی نگاهت در چشمم نمی شکفت ، بهاری را که در پیش رو دارم ، نمی دیدم.
حضو تو تاییدی است بر تمام زیبایی ها و غیبت تو پایانی است بر تمام خوبی ها
من چه می کردم اگر تو نبودی
من چه می کردم اگر تو نبودی
ღ☆ஜ¸.•*´`*•.¸¸.•*´ *•ღ☆ஜ

 

 

  پیوند های روزانه
من و تو
صیاد
از نفس افتاده
به یادم باش

تمام لينکها

 

 

  لوگوی ما
☆تلخ مثل عسل☆

 

 

   پشتیبانی

 


 
   



 



 2009 by Ali Bahnamfar
-Designer.Com












 



Powered By blogfa.com Copyright © 
This Themplate  By Theme
Free counter and web stats