ای دو چشمانت چمنزارن من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمی انگاشتم

ســـــــــــــــــــــه لاااااااام
از این به بعد قرار یه عزیز تویه نوشتن این وبلاگ به من کمک کنه . اون خیلی نویسنده تر از منه و خیلی بهتر از من مینویسه .
قرار بود من تویه این آپ یه معرفی کوچیکی کنم و آپ بعدی با خودش باشه .اما نمیدونم چه جور باید معرفیش کنم. یعنی تا حالا کسی رو معرفی نکردم که بلد باشم
اصلا بزارین خودش خودشو معرفی میکنه.
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه لحظه ی دیدن میرسه
هرچی که جادست رو زمین به سینه ی من میرسه
ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم
گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم
دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه
مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه
ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم
عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو
عمر دوباره ی منه دیدن و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوام
عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس میخوام
ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم